تحول قربانی از انسان به حیوان: نقطه عطفی در روند عقلانی‌شدن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه بیرجند

چکیده

قربانی‌کردن، از آیین‌ها و مناسک بسیار کهنی است که خاستگاه‌ اولیه آن را باید در نظام‌های اسطوره‌ای و جادوگرانه جست‌وجو کرد. این آیین با وجود عمومیت و رواج در بیشتر اقوام و ملل، یکسان نبوده و دست‌خوش تحولات فراوان شده است. یکی از مهم‌ترین تحولات، جایگزینی سوژه قربانی، یعنی قربانی‌شونده، از انسان به حیوان است. قربانیِ انسانی در برخی فرهنگ‌ها گزارش شده است. بر اساس تورات و برخی منابع تاریخی، این آیین در میان قوم یهود و سایر شاخه‌های نژاد سامی رواج گسترده‌ای داشته است. برخی محققان، رواج این آیین در قوم یهود را به دوران پس از خروج از مصر و استقرار در سرزمین کنعان و تأثیرپذیری آنها از کنعانیان مرتبط می‌دانند؛ هرچند دیانت اولیه موسی منزه از این اقدام خلاف طبیعت انسانی است و به نوعی بدعت و تحریف در آن دین به شمار می‌رود. مطالعه تورات و تاریخ دین یهود نشان می‌دهد که قربانی انسانی ریشه‌هایی عمیق‌تر در میان قوم سامی دارد و پیشینه آن را باید دست‌کم تا دوران ابراهیم ردیابی کرد. از این‌رو، ابراهیم بر اساس همین سنت و به امر خداوند اقدام به قربانی‌کردن فرزندش اسماعیل می‌کند که در نیمه راه و پس از سربلند بیرون‌آمدن از آزمون الاهی، خداوند وی را از ادامه کار منصرف و به قربانی‌کردن قوچ اشارت می‌کند. این جایگزین‌شدن حیوان به جای انسان به عنوان قربانی را می‌توان، مطابق با آرای ماکس وبر، نقطه عطفی در روند عقلانی‌شدن در تاریخ ادیان ابراهیمی دانست.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Transformation of Sacrifice from Human Being to Animal: An Important Process of Rationalization

نویسنده [English]

  • Alireza Eslam
Assistant Professor, Department of Sociology, University of Birjand
چکیده [English]

Sacrifice is amongst those ancient rituals and rites the primary origins of which should be explored in mythical and magical systems. Despite its popularity and prevalence in most nations and cultures, sacrifice has not been the same and has undergone many changes. One of the most important changes is the replacement of human as the subject of sacrifice by animals. A human sacrifice has not been common in all cultures. According to Torah and some historical sources, human sacrifice has been practiced by the Jewish and other branches of Semitism. Some scholars suggest that this tendency of Jewish people toward human sacrifice returns back to post-Egyptian era and after accommodating in Canaan (Palestine) under the influence of Canaanites. Although the primary religion of Moses was free from this inhuman action which is somehow considered as an innovation and distortion in the religion, it can be demonstrated that a human sacrifice was deeply rooted among the Sami people. Therefore, its origin should be explored to the time of Abraham who, by God's order, attempted to sacrifice his son Ismail. After gloriously passing the Divine test, Abraham stops the deed and sacrifices a ram instead by the God's command. According to Max Weber, the replacement of human sacrifice by an animal one can be considered as a milestone in the rationalization process in the history of Abrahamic religions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Rationalization
  • Sociology of Religion
  • Abrahamic Religions
  • Sacrifice Ritual

 

قرآن کریم (1379). ترجمه: مهدی الاهی قمشه‌ای، بی‌جا: بنیاد نشر قرآن، چاپ دوم.

کتاب مقدس (بی‌تا). ترجمه تفسیری، شامل عهد عتیق و عهد جدید، بی‌جا: بی‌نا.

آشتیانی، جلال‌الدین (1368). تحقیقی در دین یهود، تهران: نشر نگارش، چاپ دوم.

بندیکس، راینهارد (1382). سیمای فکری ماکس وبر، ترجمه: محمود رامبد، تهران: هرمس، چاپ اول.

شوالیه، ژان؛ گربران، آلن (1385). فرهنگ نمادها، ترجمه و تحقیق: سودابه فضایلی، تهران: جیحون، چاپ اول.

عتیق نیشابوری، ابوبکر (1370). قصص قرآن مجید، به اهتمام: یحیی مهدوی، تهران: خوارزمی، چاپ سوم.

فریزر، جیمز جرج (1386). شاخه زرین: پژوهشی در جادو و دین، ترجمه: کاظم فیروزمند، تهران: آگاه، چاپ سوم.

کوزر، لوییس (1369). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران: علمی.

لوویت، کارل (1373). «تفسیر وبر از جهان بورژوا ـ سرمایه‌داری از نظرگاه عقلانیت»، ترجمه: علی مرتضویان، در: ارغنون، ش3، ص309-324.

مالرب، میشل (1385). انسان و ادیان: نقش دین در زندگی فردی و اجتماعی، ترجمه: مهران توکلی، تهران: نشر نی، چاپ چهارم.

وبر، ماکس (1384). اقتصاد و جامعه، ترجمه: عباس منوچهری و دیگران، تهران: سمت، چاپ اول.



[1]. «در بین ادیان بزرگ قدیم فقط دین زردشت است که قربانی خونین را به هر شکل ممنوع ساخت». با این حال، «اگرچه در آیین واقعی زردشت قربانی ممنوع شده است، ولی ... این سنت و رسم قدیم آریاییان مجدداً توسط مغان برقرار گردیده و در اوستای این دوران، قربانی خونین مورد تحسین قرار گرفته است» (آشتیانی، 1368: 285 و 289).

[2]. آنچه در اینجا تحت عنوان «فراتر رفتن از مرز منافع شخصی مادی و نزدیک‌شدن به قلمرو امور مقدس و مابعدالطبیعی» ذکر شده، صرفاً به این معنا است که فردِ قربانی‌کننده از شیوه های عادی و طبیعی برای تأمین خواسته‌هایش، اعم از خواسته‌های مادی و غیرمادی، استفاده نمی‌کند. مثلاً، اگر کسی برای هدفی کاملاً مادی مثل ثروتمندشدن، دست به عملی بزند که خارج از شیوه‌های عادی و طبیعی (کار، تجارت، تولید، گنج‌یابی، دزدی، احتکار، گران‌فروشی) است و در عوض اقدام به عملی کند تا بر عوامل و نیروهای غیرعادی و غیرطبیعی (خداوند، فرشتگان، ارواح، اجنه، شیاطین، بت‌ها، رب‌النوع‌ها، توتم‌ها، ماناها) تأثیر بگذارد تا آن عوامل و نیروها موجب ثروتمندشدن او گردند، این عمل وی از مرز امور عادی و نامقدس جدا و وارد امور مقدس شده است. درباره عمل قربانی نیز می‌توان گفت اگر فردی برای سیرکردن خود و خانواده‌اش (که عملی مادی است) گوسفندی را ذبح کند و بخورد، عمل وی عادی و نامقدس است؛ ولی اگر وی با همین هدفِ کاملاً مادی گوسفندی را سر ببرد تا با تأثیرگذاری بر عوامل و نیروهای غیرعادی و غیرطبیعی به همان هدف کاملاً مادی‌اش برسد، عمل او مقدس تلقی می‌شود. لذا مقدس‌بودن یا نبودن نیت و انگیزه قربانی‌کننده، به شیوه دست‌یابی به هدف بستگی دارد نه به خودِ هدف.

[3]. این داستان، در کتاب قصص قرآن مجید، تألیف ابوبکر عتیق نیشابوری، به زبانی بسیار شیرین و پرکشش، نقل شده است که علاقه‌مندان می‌توانند به آن مراجعه کنند (عتیق نیشابوری، 1370: 357-359).

[4]. این استدلال، درباره همین مقاله هم صادق است. صرف بررسی و کاربست شواهد تاریخی، تحقیق را در حوزه علم تاریخ قرار نمی‌دهد. از آنجا که مقاله حاضر در چارچوب نظریه عقلانیت وبر نوشته شده و به نوعی ادامه و بسط آن نظریه محسوب می‌شود (صرف نظر از موفق‌بودن یا نبودنِ نویسنده در تحقق این ادعا)، تمامی لوازم و تبعات آن نظریه، درباره این تحقیق نیز مصداق دارد.

[5]. کوچ‌نشینان صحراگرد.