اخلاق مهایانه :تغییر الگوهای هینه یانه وتاثیر آن در نجات‌شناسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی گروه ادیان شرق پژوهشکده ادیان و مذاهب وابسته به دانشگاه ادیان و مذاهب

چکیده

برخی پژوهش‌گران غربی معتقدند سنت مهایانه به شدت از سنت هینه‌یانه فاصله گرفته است. در واقع اینان معتقدند مهایانه معرف آیین بودای جدیدی است. زیرا، از یک سو، مفاهیمی را به کار می‌برد که در سنت اولیه چندان برجستگی ندارند، و از سوی دیگر، در مقابل سنت تیره‌واده ادعای برتری اخلاقی دارد. این جستار ضمن معرفی اخلاق مهایانه می‌کوشد نشان دهد که سرشت اخلاق مهایانه پیچیده است، به طوری که در برخی موارد نشان‌دهندۀ رشد و تحول آموزه‌های اولیه است و در مواردی هم در تضاد با آنهاست. اما در اخلاق مهایانه تقریباً هیچ دستور یا فضیلتی را نمی‌توان یافت که در نظام‌های اخلاقی دیگر مکتب‌های بودایی یافت نشود. این پژوهش همچنین نشان خواهد داد که اخلاق مهایانه در قبال اخلاق هینه‌یانه از چهار جنبه برتری دارد که عبارت‌اند از: دسته‌بندی اصول اخلاقی، نوع قواعد اخلاقی مشترک و خاص، گستردگی اخلاقیات، و عمق آموزه‌های اخلاقی. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Mahayana Ethics: Change in Hinayana Paradigms and its Effect on Soteriology

نویسنده [English]

  • Alireza Shojaei
چکیده [English]

Some scholars believe that Mahayana Buddhism goes extremely far from early Buddhism. Indeed, they believe that Mahayana is a deviation from the early Buddhism; since Mahayana, as I myself believe, on the one hand, makes use of the conceptions which are not so much important in early Buddhism, and on the other hand, it claims to be superior to Hinayana as regards morality. This article will try to show that the nature of Mahayana ethics is complex; and there is evidence for its development in some respects. In either case it will be shown that Mahayana ethics contains no precepts and values which cannot be found in other major Buddhist ethical traditions. Mahayana texts indicate that Mahayana morality is superior to Hinayana morality. According to this view, Mahayana morality can be regarded as superior to its Hinayana counterpart in four respects: classifications of moral principles, shared and different moral rules, extension, and depth.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Mahayana ethics
  • Buddhism
  • perfections
  • meta-cognition
  • Karuna

 

 

 

Religion Research                                                 پژوهش‌های ادیانی

سال اول، شماره 1، پاییز 1392، ص7-28                                   Vol. 1, No. 1, Autumn 2013

 

 

 

 

اخلاق مهایانه: تغییر الگوهای هینه‌یانه و تأثیر آن در نجات‌شناسی

علیرضا شجاعی*

چکیده

برخی پژوهش‌گران غربی معتقدند سنت مهایانه به شدت از سنت هینه‌یانه فاصله گرفته است. در واقع اینان معتقدند مهایانه معرف آیین بودای جدیدی است. زیرا، از یک سو، مفاهیمی را به کار می‌برد که در سنت اولیه چندان برجستگی ندارند، و از سوی دیگر، در مقابل سنت تیره‌واده ادعای برتری اخلاقی دارد. این جستار ضمن معرفی اخلاق مهایانه می‌کوشد نشان دهد که سرشت اخلاق مهایانه پیچیده است، به طوری که در برخی موارد نشان‌دهندۀ رشد و تحول آموزه‌های اولیه است و در مواردی هم در تضاد با آنهاست. اما در اخلاق مهایانه تقریباً هیچ دستور یا فضیلتی را نمی‌توان یافت که در نظام‌های اخلاقی دیگر مکتب‌های بودایی یافت نشود. این پژوهش همچنین نشان خواهد داد که اخلاق مهایانه در مقایسه با اخلاق هینه‌یانه از چهار جنبه برتری دارد که عبارت‌اند از: دسته‌بندی اصول اخلاقی، نوع قواعد اخلاقی مشترک و خاص، گستردگی اخلاقیات، و عمق آموزه‌های اخلاقی.

 

کلیدواژه‌ها: اخلاق مهایانه، آیین بودا، کمالات، فراشناخت، دستاویز، غمخوارگی.


مقدمه

سرشت اخلاق مهایانه پیچیده است، به طوری که در برخی موارد نشان‌دهندۀ رشد و تحول آموزه‌های اولیه است و در مواردی هم در تضاد با آنهاست. هایندری در توصیف تصویر کلی اخلاق مهایانه می‌نویسد:

دربارۀ دستورها، فضیلت‌ها و الگوهای اخلاقی شواهد زیادی هست که نشان می‌دهد اخلاق در آیین بودای مهایانه صرفاً به منزلۀ جهان‌بینی نیست، بلکه یک نظام است (Hindery, 1978: 248).

این پژوهش این نکته را روشن خواهد کرد که در اخلاق مهایانه هیچ دستور یا فضیلتی را نمی‌توان یافت که در نظام‌های اخلاقی دیگر مکتب‌های بودایی یافت نشود. از سوی دیگر، در این مکتب نوعی گشتالت اخلاقی جدید یا خلقیاتی یافت می‌شود که هواخواه پویایی ا‌ست؛ ویژگی‌ای که نماد بوداسَف‌هایی است که برای دیگران زندگی می‌کنند و تسلیم مرگ نمی‌شوند و خصلت بوداهای منجی است که دستان خود را برای یاری دیگران دراز کرده‌اند. این جستار در سه بخش کلی طراحی و سازمان‌دهی شده است. از آنجایی که «اخلاق» در مهایانه یکی از «شش کمال» به شمار می‌آید، در بخش نخست، به بررسی ساختار ارزشی مهایانه بر اساس این آرمان‌ها خواهیم پرداخت تا از این راه به چارچوب نظام اخلاقی مهایانه نگاهی اجمالی داشته باشیم. در بخش دوم، به تحولاتی که در اخلاق مهایانه صورت گرفته است می‌پردازیم و می‌کوشیم به این پرسش پاسخی اجمالی دهیم که آیا نوآوری‌های مهایانه به قیمت فاصله گرفتن از سنت اولیه بوده است یا این تغییر در روش‌های اخلاقی استمرار همان سنت آغازین است. در واقع با پیدایش مهایانه در اخلاق بودایی انقلاب کوپرنیکی صورت نگرفته است و نوآوری‌های اخلاقی مهایانه بیشتر تکمیل‌کنندۀ اخلاق سنت اولیه است، نه ردّ و انکار آموزه‌های آن. اما برای نشان دادن وجه تمایز اخلاق مهایانه و هینه‌یانه می‌توان از «تغییر پارادایم» در مهایانه سخن گفت؛ یعنی مهایانه با تغییر پارادایم ساختار ارزشی هینه‌یانه را از نو تنظیم می‌کند. و در بخش آخر ادعای برتری مهایانه بر هینه‌یانه را از این حیث به دقت می‌کاویم. در این بخش آخر، به نوآوری‌های موضوعات اخلاقی مهایانه که
وجه تمایز آن از سنت تیره‌واده است می‌پردازیم: در اینجا، هم، اخلاق هنجاری
مهایانه و هم، آموزۀ فرااخلاقی «دستاویز خوب» بررسی می‌شود که یکی از
«کمالات» است.

1. ساختار اخلاق مهایانه (کمالات)

1. 1. ده کمال مهایانه

در منابع مهایانه راه روشن‌‌شدگی با مجموعه‌ای از فضیلت‌ها یا «کمالات» (Pāramitā) آغاز می‌شود. غالباً کمالات را تا شش کمال برمی‌شمارند که به «شش کمال» معروف‌اند، اما بعدها به شش کمال اصلی چهار کمال دیگر نیز افزودند و فهرست را به «ده کمال» رساندند. این «ده کمال» اینهاست: 1. دِهِش یا بخشش (dāna)؛ 2. سلوک یا رفتار اخلاقی (ilaś)؛ 3. بردباری یا فروتنی (kṣānti)؛ 4. مردانگی یا همت (virya)؛ 5. یک‌دلی یا مراقبه (samādhi)؛ 6. فراشناخت یا فرادانش (prajñā)؛ 7. دستاویز خوب یا وسیلۀ استادانه (upāya-kauśalya)؛ 8. سوگند یا پیمان (praņidhāna)؛ 9. نیرو یا توانایی (bala)؛ 10. دانش یا شناخت (jñāna). گویا شش کمال نخست از چهار کمال آخر مهم‌ترند، چون بارها به تفصیل از آنها سخن به میان آمده، در حالی که بر چهار کمال آخر صرفاً تأکید شده و به طور جامع از آنها بحث نشده است.

 

1. 2. ده کمال هینه‌یانه

این «ده کمال» مهایانه را می‌توان با ده کمال هینه‌یانه مقایسه کرد که عبارت‌اند از: 1. دِهِش (dāna-pārami)؛ 2. اخلاق (sila-p)؛ 3. ترک (خان‌ومان) (nekkhamma-p)؛ 4. فراشناخت (paññā-p)؛ 5. نیرو (viriya-p)؛ 6. بردباری (khanti-p)؛ 7. حقیقت (sacca-p)؛ 8. پایداری (adhitthāna-p)؛ 9. مهر (metta-p)؛ و 10. یکسان‌دلی (upekkhā-p) (پاشایی، 1383: 583، و برای شکل دیگر این ده کمال نک.: پاشایی، 1380: 36-38؛ سوزوکی، 1380: 94-96؛ و برای مطالعه بیشتر در خصوص کمالات نک.: Dayal, 1932: ch. V.). با این همه، مفهوم کمالات در مهایانه معنای گسترده‌تری دارد.

1. 3. توضیح ده کمال

شش کمال اول مهایانه همچنین از برخی جهات به «پنج قوه» یا «پنج توانایی» (indriya) کانون پالی شبیه است؛ یعنی ایمان (saddhā)، نیرو (viriya)، آگاهی (sati)، یک‌دلی (samādhi) و فراشناخت (paññā) (نک.: پاشایی، 1383: 561). شایان توجه است که سیله یا سلوک اخلاقی در شمار قوا (indriya) نیست، اما در جاتکه‌های کانون پالی در زمره کمالات ده‌گانه آمده است. کمالات در جاتکه‌ها ده صفت‌اند که به بوداگی، یعنی بودا شدن، می‌انجامند. در ویسوُدگی‌مَگّه آمده است که از راه پروردن و شکوفاندن و به کمال رساندن چهار مقام معنوی (brahma-vihāra) می‌توان به این «ده کمال» دست یافت: «مَهاسَف (mahā-satta) به معنای «باشندۀ بزرگ»، همان بوداسَف متون مهایانه به معنای «باشندۀ روشنی‌یافته» ده صفت را در خود به کمال می‌رساند تا بودا شود، بنابراین (1) به همۀ جانداران انفاق (dāna) می‌کند بی‌آنکه در نظر بگیرد که آنها سزاوار آن داد و دِهِش‌اند یا نه؛ (2) با نیازردن جانداران سلوک یا رفتار اخلاقی (sila) در پیش می‌گیرد؛ (3) برای آنکه سلوک اخلاقی را در خود به کمال برساند ترک خان‌ومان (nekkhamma) می‌کند؛ (4) برای شناخت سود و زیان جانداران فراشناخت (paññā) خود را عاری از هر آلایشی می‌پروراند؛ (5) همواره نیروی (viriya) خود را برای سعادت و بهروزی دیگران به کار می‌گیرد؛ (6) اگرچه با وجود داشتن بالاترین نیرو به پهلوانی سترگ تبدیل شده است اما در برابر اشتباهات و خطاهای گوناگون جانداران بردبار (khanti) است؛ (7) سوگندی که خورده است هرگز نمی‌شکند (sacca)؛ (8) با پایداری (adhitthāna) استوار برای سود جانداران گام می‌زند؛ (9) با مهر (mettā) استوار یارمند دیگران است؛ (10) به دلیل یکسان‌دلی (upekkhā) کارشان بی‌چشم‌داشت است» (Visuddhi Magga, IX, 24 Nyanatiloka, 1972: 125-26 &). نخستین گام برای نشان دادن اینکه مهایانه با آنکه الگوهای آیین بودای اولیه را تغییر داده است اما همچنان به آموزه‌های اولیه بودا وفادار مانده، مقایسۀ «ده کمال مهایانه» با «ده کمال هینه‌یانه» است.

1. 4. مقایسۀ ده کمال مهایانه با ده کمال هینه‌یانه

مقایسۀ کمالات در دو سنت اصلی بودایی دو نکته را نشان می‌دهد: تغییر (در الگوهای اخلاقی برای نجات جانداران که در الگوی اخلاقی هینه‌یانه راه ندارد)؛ استمرار (و پیوستگی با سنت اولیه) در سنت مهایانه. هینه‌یانه این «ده کمال» را خاص بودای تاریخی می‌داند. سیدارته گوتمه، بودای تاریخی در زندگی پیشین خود، پیش از بودا شدن، به شکل بوداسَف زندگی می‌کرده است و برای آنکه بودا شود این ده کمال را درخود پروراند وشکوفا کرد. هینه‌یانه معتقد است بوداشدن کار هرکس نیست. بوداها در جهان بی‌اندازه نادرند؛ چندان نادر که چه بسا هزاره‌ها بگذرند و یکی به جهان نیاید. پس زندگی آسمانی به شکل بوداسَف نیز خاص بوداهاست. بالاترین مقامی که رهروان هینه‌یانه برای خود تصورمی‌کنند ارهتیت (انسان کامل) یا ارهت‌شدن است که با پیمودن «راه هشت‌گانه» حاصل می‌شود. پیروان هینه‌یانه همچنین معتقدند بودا نه انسان است و نه خدا، بلکه سرشتی فراتر از این دو دارد: بودا آموزگار انسان‌ها و خدایان است.

اما پیروان مهایانه این مفاهیم را به گونه‌ای دیگر می‌فهمیدند و آنها را در مسیر دیگری تعلیم می‌دادند. اگرچه مهایانه، مانند هینه‌یانه، معتقد است بوداسَف برای رسیدن به بوداگی یا بودا شدن باید ده کمال را در خود بپروراند و شکوفا کند، اما برخلاف هینه‌یانه معتقد است «هر کس می‌تواند بودا شود»، زیرا همۀ جانداران «سرشت بودایی» (buddhattā) دارند، پس همه بالقوه بودا هستند و می‌توانند قوه را به فعل تبدیل کنند و بودا شوند. درنتیجه هر کس می‌تواند با رفتار و سلوک اخلاقی بودایی در طی زندگی‌های متعدد «بوداسَف» شود، و سپس با پروراندن و شکوفا کردن کمالات در خود «بودا» شود.

با این همه، سه مورد از کمالات مهایانه، یعنی سلوک، یک‌دلی و فراشناخت، با تقسیم‌بندی سه‌گانۀ راه هشت‌گانه آیین بودای باستان نیز مطابقت دارد. در کانون پالی راه هشت‌گانه را به سه دسته تقسیم کرده‌اند که به «سه آموزش» معروف است، یعنی: 1. برترین سلوک (گفتار درست، کردار درست و زیست درست)؛ 2. برترین یک‌دلی (کوشش درست، آگاهی درست و یک‌دلی درست)؛ 3. برترین فراشناخت (دانش درست و اندیشۀ درست) (نک.: پاشایی، 1383: 45). سه کمال نخست در فهرست مهایانه (دِهِش، سلوک و بردباری) با برترین سلوک (adhiśila)، پنجمین کمال (یک‌دلی) با برترین یک‌دلی (adhicitta) و ششمین کمال (فراشناخت) با برترین فراشناخت (adhiprajñā) در تقسیم‌بندی هینه‌یانه مطابقت دارد، در حالی که چهارمین کمال (مردانگی) در هر دو فهرست مشترک است (, 100, 11ff Mahāyāna-Sūtrālaṃkāra, 1907). شباهت و همانندی شش کمال در فهرست مهایانه با تقسیم سه‌گانۀ راه هشت‌گانۀ هینه‌یانه را در نمودار زیر می‌توان دید:

 

 

 

 

 

                                                          

                           

                                                                                     

 

 

1. 5. اخلاق و فراشناخت

فراشناخت در هر دو فهرست کمالات مهایانه و هینه‌یانه دیده می‌شود. چنانچه مشهود است هینه‌یانه راه هشت‌گانۀ خود را به گام‌های اخلاقی و گام‌های فراشناخت تقسیم می‌کند، یعنی باید میان کمالات اخلاقی و کمالات فراشناخت یا فرادانش تفاوت قائل شد. شاید ذکر این نکته سودمند باشد که مهایانه اصطلاحات اولیه را تغییر داده است، زیرا در هر جا که هینه‌یانه ارزش‌های اصلی اولیه را به فراشناخت (paññā) و اخلاق (sila) تعریف کرده‌، مهایانه آنها را با واژگان فراشناخت (prajñā) و دستاویز (upāya)، یا فراشناخت (prajñā) و غمخوارگی (karunā) معرفی می‌کند. رابطۀ این دو اصطلاح، یعنی دستاویز و غمخوارگی، آن‌قدر تنگاتنگ است که گاه می‌شود آنها را به جای هم به کار بُرد. تغییر اصطلاحات به معنای تأکید‌ بر کارکرد‌های جدید فضیلت اخلاقی به عنوان صفت پویای توجه به دیگران است، نه علاقۀ اولیه به خویشتن‌داری و تنها در اندیشۀ رهایی خویش بودن. دربارۀ اهمیت این دو فضیلت از منابع مهایانه چنین فهمیده می‌شود که از آمیزش این دو فرزندی پدید می‌آید که «خیر نهایی» خوانده می‌شود: «کمال فراشناخت مادر بوداسَفان و دستاویز خوب پدر آنهاست، راهبران جهان از چنین والدینی زاده می‌شوند» (Vimalakirtinirdeśa Sūtra, 1976, VII.6.1). از کتاب آموزه‌های ویمله‌کرتی چنین فهمیده می‌شود که وابستگی این دو فضیلت
به یکدیگر چنان است که با نبود هر یک از این دو امکان رهایی از میان می‌رود
(Ibid., IV.16f).

گام‌ـ ‌پوـ‌ پا این را توضیح می‌دهد ‌که چرا هر یک از این دو فضیلت به تنهایی کافی نیستند، می‌گوید:

اگر این فراشناخت به تنهایی کافی باشد، پس چرا باید دستاویز خوب،
آن‌گونه که با بخشش و دیگر کمالات بیان می‌شود، ضروری باشد.
پاسخ این است که فراشناخت به تنهایی کافی نیست ... هر بوداسفی
که به یکی بدون دیگری دست یازد در نیروانه یک‌سویه، به آرامش
و تسلیم و رضای مطلوب شراوکه‌ها سقوط می‌کند، و به عبارتی بندی
بند این نیروانه می‌شود. اما برعکس، اگر به دستاویز خوب بدون
فراشناخت دست یازد، از سطح و راه جانداران معمولی عاری از
فرزانگی فراتر نمی‌رود و در دایرۀ سنساره (تناسخ) گرفتار می‌ماند
(Jewel, 1970: 203).

آثار کمال فراشناخت در اصل می‌کوشند بر اهمیت فراشناخت تأکید کنند، اما خطرات افراط در آن را نیز گوشزد می‌کنند. طبق سوره پرگیاـ پارمیتاـ اوُپه‌دِیشه (prajñā-pāramitā-upadeśa-sūtra):

اگر کسی تنها به فراشناخت عمل کند و پنج درمه (dharma) دیگر را فرو نهد، صفات نیک (guna) را از کف خواهد داد ... کسی که تنها از فراشناخت پیروی کند در نظرهای نادرست (mithyādṛṣti) فرو می‌افتد (Keown, 2001: 134).

لویی دلا واله پوسین در مقدمۀ یکی از متن‌های تبتی، که خود ویرایش کرده، اخلاق را در سه گردونۀ معروف بودایی، سه گروه از شاگردان بودا، شرح می‌دهد؛ می‌گوید وقتی گردونۀ شاگردان (Śrāvaka-yāna) و گردونۀ بودایان تک‌رو (Pratyeka-yāna) در سه چیز همراه شوند، یعنی مهر و غمخوارگی بزرگ (mahākarunā)، دستاویز خوب (upāyakauśalya) و رها نکردن همۀ جانداران، مرحلۀ کامل و ناب گردونۀ بوداسَفان (Boddhisattva-yāna) پدید می‌آید. زیرا اخلاق از دید پیروان گردونۀ شاگردان و گردونۀ بودایان تک‌رو یعنی رسیدن به سعادت فردی و دست یافتن به تولدی فرخنده و کاری به دیگران ندارند (Madhyamakāvatāra, 1912, 2.7).

2. تحولات در اخلاق مهایانه: بدعت یا نواندیشی دینی

در سراسر متن‌های مهایانه از کارکرد، مزایا و فواید اخلاق (śila) سخن گفته‌اند که با توصیفات متن‌های شاخۀ هینه‌یانه کاملاً تفاوت دارد (مقایسه کنید: Jewel, 149, 170f; Lank. 119, 3-5; Suhll V.11; Ata.71; M.Sagr iv.7; Śilaparikathā v.11). هینه‌یانه مهایانه را به بدعت‌گذاری در آیین و دخل و تصرف در سخنان شخص بنیادگذار متهم می‌کند و مدعی است خود او آموزه‌هایی را در اختیار دارد که کاملاً دست‌نخورده‌اند. وارد کردن این اتهام به این دلیل است که در آموزه‌های سنت مهایانه مفاهیمی دیده می‌شود که در سنت اولیه چندان برجسته نیستند. اما پیش از آنکه مهایانه در برابر این اتهام سنگین از خود دفاع کند، شاید این پرسش مطرح شود که اساساً چرا باید سنت هینه‌یانه در اینجا معیار و میزان سنجش درست بودن یا نبودن آموزه‌های بودا باشد؟ یا چرا باید معیار درست بودن یک سنت آموزه‌های سنت دیگر باشد؟ سنت هینه‌یانه تنها یک مکتب، یا به تعبیری، تنها یکی از دو جریان اصلی آیین بودا به شمار می‌آید. پس چه چیز باعث می‌شود هینه‌یانه خود را اصلی بداند و مهایانه را فرع، یا بدعت‌گذار. شاید این دعوایی فرقه‌ای باشد، اما برخی از پژوهش‌گران مطالعات بودایی نیز، که با خوش‌بینی به مهایانه می‌نگرند، این اصل و فرع را دربارۀ این دو سنت به کار می‌برند، به چند دلیل: یکی آنکه هر دو سنت تا برگزاری دومین شورایی که یک قرن پس از مرگ بودا (حدود 383 ق.‌م.) در وِیسالی (وَیشالی) تشکیل شد، با هم بودند. در این تاریخ مهایانی‌های آن زمان از انجمن اولیه یا انجمن اصلی بیرون رفتند و انجمن خود را تشکیل دادند. گویی اگر هینه‌یانی‌های آن زمان از انجمن اصلی انشعاب می‌کردند اکنون باید مهایانه ادعای اصیل بودن خود را مطرح می‌کرد. اینکه چرا برای این پژوهش‌گران ماندن یا نماندن در انجمن اولیه مسئله است خود پرسش بزرگی است که تاکنون به آن نپرداخته‌اند و چنین پرسشی اساساً در غرب مطرح نیست.

در خود متون هینه‌یانه در گزارش‌ها آمده است پیروان بدعت‌گذاران، که اکثریت انجمن را تشکیل می‌دادند، همگی انجمن را ترک کردند؛ و این گزارش‌ها را نیز نادیده می‌گیرند که این دو گروه از شاگردان بودا در زمان حیات خود بودا نیز در برداشت درست از آموزه‌های استاد با هم اختلاف داشتند و این اختلاف بعد از مرگ بودا بالا گرفته بود تا اینکه در دومین شورا به فرقه فرقه شدن امت بودا یا انجمن یکپارچۀ اولیه انجامید. دومین دلیل این دسته از پژوهش‌گران این است که کانون پالی، که متعلق به هینه‌یانه است، زودتر از متون مهایانه، در اواخر قرن اول ق.‌م.، مکتوب شده است. پس می‌توان گفت که هینه‌یانه اصل است و مهایانه انشعابی از آن؛ چه استدلال غریبی! وانگهی، برخی از پژوهش‌گران که در کار ترجمۀ متون مهایانه‌اند زمان مکتوب شدن نخستین متون مهایانه را همان اواخر قرن اول ق.‌م. می‌دانند. سومین دلیل این است که مهایانه همان آموزه‌های کانون پالی را در متون خود ذکر می‌کند، جز آنکه آن را شرح و تفسیر می‌کند و برداشت‌های خود را نیز به آنها افزوده است. اما گویی اینان این را نیز نادیده می‌گیرند که هر دو گروه شاگردان بودا بوده‌اند. مهایانی‌ها نیز خود را برتر می‌دانند، زیرا معتقدند شاگردان تیزهوش بودا بوده‌اند؛ می‌گویند بودا شاگردان فرومایه‌ای هم داشت که جرئت پرسیدن یا دخل و تصرف در تعالیم استاد را نداشتند. می‌گویند ما شاگردانی بودیم که به کم قانع نبودیم و از این‌رو استاد آموزه‌های برتر و پیچیده‌تر را به ما آموخت و همۀ این ادعاها در متون مهایانه، به ویژه سوره نیلوفر که مربوط به همان اواخر قرن اول ق.‌م. است، آمده است. همۀ این ادعاهای دو سنت می‌تواند فرقه‌ای باشد، اما چیزی که برای ما باید مهم باشد این است که این ادعاها باید خود را در آموزه‌ها نشان دهند، نه در رجز‌خوانی‌های فرقه‌ای. اگر در یک پژوهش خاص دست پژوهش‌گران مطالعات بودایی را در این مورد خاص کوتاه کنیم و به دیدگاه‌های آنها اجازه ورود ندهیم شاید بتوانیم این ادعا‌ها را دست‌کم در برخی زمینه‌ها از زبان متون سنت‌ها نشان دهیم.

البته ادعای برتری هینه‌یانه موضوع بحث ما نیست، چیزی که در اینجا قصد مطرح کردن آن را داریم ادعای برتری مهایانه است. متون مهایانه در نگرش‌شان به اخلاق، خود را از جهات مختلف از هینه‌یانه برتر می‌دانند. در نگرش آیین بودای مهایانه به اخلاق، هم تغییر دیده می‌شود و هم استمرار. این حرف بدین معناست که شاخۀ مهایانه آیین بودا آموزه‌های اخلاقی شاخۀ هینه‌یانه آیین بودا را به عنوان پایه پذیرفته و در عین حال تغییراتی در آن داده است. این موضوع با نشان دادن دسته‌بندی‌های مهایانه از اخلاق روشن‌تر خواهد شد.

3. دسته‌بندی‌ها و ادعای برتری اخلاق مهایانه

دسته‌بندی آموزه‌های اخلاقی مهایانه با شیوه‌های هینه‌یانه تفاوت دارد. حتی اینجا نیز مهایانه راه خود را از هینه‌یانه جدا کرده است. مهاسنگیکه‌ها نخستین کسانی بودند که به شیوه‌های خشک و سخت‌گیرانۀ اخلاقی هینه‌یانه خرده می‌گرفتند. مهاسنگیکه‌ها معتقد بودند نباید به رهروان نوآموز (sotāpanna) زیاد سخت گرفت. می‌گفتند
نوآموزان می‌توانند هر خطایی را مرتکب شوند مگر پنج خطای بزرگ، یا پنج
«گناه کبیره» (ānatariya)، که مجازات فوری (یعنی اخراج از انجمن) به دنبال داشت (Bareau, 1955: 67, Cited in Keown, 2001: 148). پیروان مکتب گوکوُلیکه، یکی از شش مکتب مهاسنگیکه، نیز معتقد بودند قواعد اخلاقی وینیه مناسب یک بوداسَف نیست و بوداسَف نمی‌تواند با تکیه بر این قواعد در راه معنوی گام نهد (Dutt, 1970: 73).

 یکی از تفاوت‌های مهایانه با هینه‌یانه در تمرکز داشتن یا نداشتن «هستۀ اخلاقی» این دو سنت است. دات می‌گوید در حالی که قواعد اخلاقی هینه‌یانه در مجموعه‌ای با عنوان «مجموعۀ قواعد وینیه» گرد آمده‌اند و هستۀ اخلاق هینه‌یانه را تشکیل می‌دهند، قواعد اخلاقی مهایانه را نمی‌توان در یک مجموعه یافت. این قواعد در منابع مختلف پراکنده‌اند (Dutt, 1930: 292). با این همه، برخی متون دینی این شاخه از آیین بودا بیشتر به موضوعات اخلاقی پرداخته‌اند. در واقع چند متن هستند که با هم هستۀ
قواعد انضباطی مهایانه را تشکیل می‌دهند که عبارت‌اند از: سورۀ بِرَهمَه‌جالَه
چینی، سه اثر از شانتی‌دیوه به نام‌های سیکشاسَمیوُچَّیَه (Sikṣāsamuccaya) و بودی‌چاریاوَتارَه (Bodhicāryavatāra) و بوُدی‌سَتوَه‌بوُمی (Buddhisattvabhumi) یا گام بوداسَف (Bodhisattvabhūmi). کیون معتقد است کتاب گام بوداسف از دو متن نخست مهم‌تر است. این کتاب از قواعد انضباطی به شکلی نظام‌مندتر بحث می‌کند. فصل اخلاق (śila-patala) این کتاب دربارۀ اخلاق مهایانه بحث می‌کند و مطالب آن از دو کتاب اول شانتی‌دیوه مهم‌تر است. در واقع این کتاب خود را سبد بوداسَف (bodhisattva-pitaka) معرفی می‌کند و از اخلاق مهایانه گزارشی کامل به دست می‌دهد. این کتاب، که یکی از آثار اولیه معتبر به شمار می‌آید، به وضوح خود را مهم‌ترین منبع در باب اخلاق و قواعد انضباطی مهایانه معرفی می‌کند (Keown, 2001: 136). کتاب تلخیص مهایانه (Mahāyānasaṃgraha) با مقایسۀ اخلاق مهایانه و اخلاق هینه‌یانه، برتری اخلاق مهایانه را به شکل خلاصه‌ نشان داده است. بر اساس گزارش کوتاه این کتاب، اخلاق مهایانه از چهار جنبه برتر است:

الف. برتری در دسته‌‌بندی (prabheda-viśeṣa)؛

ب. برتری در قواعد مشترک و خاص (sādhāraņa-asādhāraņa-śikṣāviśeṣa)؛

ج. برتری در گستره (vaipulya-viśeṣa)؛

د. برتری در عمق (gāmbhirya-viśeṣa).

این دسته‌بندی چهارگانه کار بحث ما دربارۀ اخلاق مهایانه را آسان‌تر پیش می‌برد. هر یک ازاین چهار جنبه، که درمنابع متعدد بودایی‌مهایانه به آنها اشاره شده است، به طریقی با یکدیگر ربط و نسبت دارند. در منابع مهایانه دربارۀ این چهار گزینه به تفصیل بحث شده است، به جز گزینۀ «ج»، زیرا این گزینه صرفاً ادعایی کلی در برتری اخلاق مهایانه است. گزینۀ «الف» به دسته‌بندی سه‌گانۀ ابداعی اخلاق اشاره دارد، و گزینۀ «ب» به هنجارهای اخلاقی اشاره دارد که بوداسَف مجاز به نقض و نادیده گرفتن آنهاست و در این کار آزادی عمل کامل دارد. گزینۀ «د» شامل مفهوم بنیادین و اصلی «دستاویز خوب» به منزلۀ کُنشی فرااخلاقی است. اینک این چهار گزینه را به اختصار توضیح می‌دهیم.

3. 1. برتری در دسته‌بندی

این گزینه از سه گزینۀ دیگر مهم‌تر و بحث از آن مفصل‌تر است، زیرا بنیاد آن سه دیگری به شمار می‌آید.‌ مطابق کتاب تلخیص مهایانه، که در بالا اشاره شد، تفاوت اخلاق مهایانه با اخلاق هینه‌یانه در دسته‌بندی‌ها و گسترۀ جامع (prabheda-viśeṣa) آن است. طرح کامل اخلاق مهایانه در این دسته‌بندی خلاصه می‌شود که در آن سه جنبه یا سه بعد نمایان است:

الف. اخلاق خویشتن‌داری (saṃvara-śila)،

ب. اخلاق فضیلت‌پروری (kuśala-dharma-saṃgrāhaka)،

ج. اخلاق غمخوارگی (sattva-artha-kriyā-śila).

کتاب تلخیص مهایانه به ما می‌آموزد که گزینۀ «الف» پایه و اساس دو گزینۀ دیگر است، گزینۀ «ب» پایه و اساس صفات بوداست و گزینۀ «ج» پایه و اساس به کمال رسیدن جانداران است. ادعای برتری مهایانه در دسته‌بندی اخلاق به این دلیل است که رهروان تیره‌واده یا شراوکه‌ها (Śrāvaka) از میان این سه گزینه تنها به گزینۀ «الف» چسبیده‌اند و با دو گزینۀ دیگر کاری ندارند. زیرا معتقدند نمی‌توانند به کسی کمک کنند. از این‌رو، زندگی اخلاقی برای کمک به دیگران و در جهت خیر و بهروزی دیگران کوشیدن معنا و مفهوم ندارد. با این همه، منابع مهایانه این دسته‌بندی سه‌گانه را پذیرفته‌اند و آن
را به شکل گسترده به کار برده‌اند (BPMS, Dutt (tr.) 1931: 269). کتاب گام بوداسَف این دسته‌بندی را به تفصیل توضیح می‌دهد. ما در اینجا نخست به توضیح این متن مهایانه از دسته‌بندی سه‌گانۀ اخلاق مهایانه می‌پردازیم و سپس به قواعد خاص جدیدی که متون مهایانه برای بوداسَف برشمرده‌اند خواهیم پرداخت.

الف. اخلاق خویشتن‌داری

این متن در توضیح نخستین گزینه، یعنی خویشتن‌داری و پرهیزگاری، می‌نویسد: بوداسَف ترک دنیا می‌کند حتی اگر شاه جهان (cakravarti-rājyam) باشد. او به چنین سلطنتی چون تکه‌علفی (amedhya) می‌نگرد. با خلوص نیت (āśayaviśuddhatā) و عاری از میل و شهوت ترک دنیا می‌کند، و چون اشخاص فرومایه (nihina-puruṣa) این آرزو را ندارد که از زندگی زاهدانه و زیست درست سودی ببرد. انگیزۀ او لذت بردن از خوشی‌های حاصل از خویشتن‌داری نیست، زیرا سرشت حقیقی این خوشی‌ها، یعنی ورود به چاه ویل و ترس و هراس‌های ناشی از آن، را می‌بیند. با قطع نظر از خوشی‌های آینده که از سلوک اخلاقی بوداسَف پیدا می‌شود، از خوشی‌های کنونی مانند ثروت و افتخار لذت نمی‌برد. همۀ اینها را هیچ می‌گیرد، بلکه آنها را به منزلۀ بالا آوردن غذا (vāntāśanam iva) می‌داند. از ترک دنیا لذت می‌برد.

بوداسَف درعمل به دستورها (śikṣāpada) سخت پای‌بند است وگفتار نادرست یا کمترین اندیشۀ نادرست را برنمی‌تابد. وقتی این رفتارهای نادرست دلش را شوریده و پریشان ‌کند، احساس تأسف شدید (tivra vipratisāra) می‌کند و خطرات آنها (ādinava-darsaņa) را می‌بیند.

همۀ اینها در ارتباط با خودش بود، اما در ارتباط با دیگران، بوداسَف که در مرحلۀ اخلاق خویشتن‌داری قرار دارد، در پی یافتن خطاها (doṣa) یا ضعف‌های روحی (antara-skhalita) دیگران نیست. او در برابر انسان‌های خشونت‌طلب اندیشۀ بدخواهانه و خصمانه در دل ندارد، بلکه برعکس، مطابق غمخوارگی بزرگ، مهر و شفقت و خدمت به آنها را در دل می‌پروراند و تجربه می‌کند. بوداسَف با خشونت فیزیکی و پرخاشگری (ākrośa-roṣa) یا نکوهش (paribhāṣana) رفتار نمی‌کند. بوداسَف که در این مرحلۀ خویشتن‌داری مستقر است به کمک نیروی پنج‌گانۀ توجه (apramāda) خطاهای (āpatti) گذشته را اصلاح و از تکرار آنها جلوگیری می‌کند. کوتاه سخن آنکه، می‌گویند او کارهای خوب خود را می‌پوشاند و خطاهای خود را عیان می‌کند؛ به اندک خشنود است، در برابر رنج صبور و بردبار است، خستگی‌ناپذیر است، خودبین و متکبر (anuddhata) نیست، ثابت‌قدم و استوار (acapala) است و رفتارش آرام (praśānteryā).

ب. اخلاق فضیلت‌پروری

کتاب گام بوداسف اخلاق فضیلت‌پروری یا «اندوختن نکوکرد» را این‌گونه تعریف می‌کند: بوداسَف از راه اخلاق خویشتن‌داری، با تن و گفتار خود در راه بیداری بزرگ، فضیلت (kuśala) هر کاری را گرد‌آوردی می‌کند (139. 1ـ3). بوداسَف در اخلاق خویشتن‌داری می‌کوشد در مراقبه آرام (śamatha) و مراقبه بینش (vipaśyanā) نکوکرد بیاندوزد. بیرون از مراقبه نیز راه‌های بسیاری برای اندوختن نکوکرد وجود دارد. با استاد و معلم خود با احترام کامل رفتار کرده و به او خدمت می‌کند، با مهربانی از بیماران مراقبت می‌کند. مردم از طرز کلام او خشنودند. خطاهای دیگران را می‌بخشاید، تصمیم‌های او همیشه بجاست (samyak-praņidhāna) و سه گوهر را حرمت می‌نهد. پرشور است و اراده و نیتش همواره خیر (kuśala-pakṣa) است. تن و گفتارش همیشه بیدار و هشیار (apramāda) است و با آگاهی (smṛti)، وظیفه‌شناسی (samprajanya) و سلوک خود از دستورها (sikṣāpada) مراقبت می‌کند. از درهای حواس مراقبت می‌کند، به اندازه غذا می‌خورد، در پاس‌های اول و آخر شب بیدار است، به اشخاصِ بافضیلت (satpuruṣa-sevi) خدمت کرده و بر دوستان معنوی (kalyāņa-mitra-samniśrita) خود تکیه می‌کند. در پی یافتن خطاهای (atyaya) خویش است و با اقرار و اعتراف به آنها درصدد اصلاح آنها برمی‌آید. بر این اساس، تأثیر اخلاق فضیلت‌پروری در انباشت نکوکرد، مراقبت و گسترش صفات نیکویی (dharma) است که در بالا برشمرده شد.

ج. اخلاق غمخوارگی

سومین و مهم‌ترین نوع اخلاق مهایانه، یعنی اخلاق غمخوارگی، «اخلاق حمایت از جانداران» (sattvānugrāhka-śila) نیز خوانده می‌شود. هر دو نام کارکرد این نوع اخلاق را به وضوح نشان می‌دهد. اخلاق غمخوارگی یازده قسم (ākāra) است که باید یکی یکی تحقق یابند؛ مانند نقش داشتن (sahayi-bhāva) در کارهای گوناگون جانداران، مراقبت از بیماران، استفاده از نیروهای جادویی (ṛddhi-bala) برای ترویج دین (buddhaśāsana-avatārāya) و جذب کافران شرور.

 از این عبارت‌های کتاب گام بوداسف می‌توان دریافت که اخلاق مهایانه سه جنبه یا سه کارکرد دارد: الف. کفِ نفس یا خویشتن‌داری (saṃvara)؛ ب. پرورش کمالات اخلاقی در خود برای رسیدن به روشن‌شدگی؛ ج. توجه به نیازهای دیگران. دو کارکرد اول جنبۀ شخصی و درونی دارند و اخلاق مهایانه از این دو جنبه به اخلاق تیره‌واده شبیه و مانند است. اما کارکرد سوم جنبۀ شخصی ندارد و بیرونی است. کمک به دیگران، همان‌طور که پیش از این اشاره شد، جنبه‌ای است در اخلاق مهایانه که در تیره‌واده پیدا نمی‌شود، زیرا نظام اخلاقی تیره‌واده اساساً به گونه‌ای است که کمک به دیگری یا حتی کمک گرفتن از بیرون در آن معنا و مفهوم ندارد، و در واقع امکان‌پذیر نیست. رهایی تنها با تغییر درونی هر فرد ممکن می‌شود. این جنبۀ سوم در اخلاق مهایانه همان چیزی است که در مهایانه «برتری در گستره» (prabheda-viśeṣa) خوانده می‌شود.

قواعد رفتاری جدید بوداسَف‌ها

یکی از نتایج این تغییر در هستۀ اصلی اخلاق بودایی پیدا شدن نوعی نقش جدید یا قواعد رفتاری جدید برای بوداسَف‌ها بود. کتاب گام بوداسَف به مجموعه‌ای از قواعد (śikṣāpadas) با عنوان بودی‌سَتوه پیتکه (bodhisattva-pitaka) اشاره می‌کند. اگرچه این متن دسته‌بندی نظام‌مندی از این قواعد ارائه نمی‌کند، اما چهار قاعدۀ اول را به شیوۀ وینیه تیره‌واده و با عنوان «گناهان ناقض» آورده است، که اشاره به خطاهایی است که به «شکست» یا نقض قواعد می‌انجامد. شارحان سنتی مهایانه در شرح و توضیح‌های خود از «گناهان ناقض» 46 گناه یا خطا را برشمرده‌اند (Tatz, 1986: 24).

فصل اخلاق کتاب گام بوداسف، در مقابل وینیه (Vinaya) و پاتی‌موکه (Pātimokkha) متون شراوکه‌یانه (rāvakayānaŚ)، مجموعه‌ای از قواعد رفتاری برای بوداسَف برمی‌شمارد. می‌گویند بوداسَف با کمک دستاویز خوب به این خطاها دست می‌یازد؛ برخی از خطاها را که برای او نامجازند رها می‌کند و به برخی خطاها که برای او مجازند (خطاهای عمدی) دست می‌یازد. نکتۀ جالب توجه اینکه مفهوم خطای عمدی یا آگاهانه رابطۀ تنگاتنگی با مفهوم دستاویز دارد.

3. 2. برتری در قواعد مشترک و خاص

دومین نوع برتری به تمایز میان خطاهای بزرگ (prakṛisāvadya) و خطاهای کوچک (pratikṣepanasāvadya) اشاره دارد. بر اساس این برتری، اخلاق بوداسَف از یک حیث به اخلاق شراوکه شبیه است و از حیث دیگر با آن تفاوت دارد. شباهت در این است که هر دو سنت دست یازیدن به خطاهای بزرگ را ممنوع می‌دانند، و تفاوت در این است که بوداسَف مرتکب خطاهای کوچک می‌شود در حالی که شراوکه‌ آن را مجاز نمی‌داند (Mahāyāna-Sagraha. VI..3). سوره دستاویز خوب بی‌‌آنکه به این اصطلاحات فنی اشاره کند، قاعدۀ کلی را این‌گونه کوتاه بیان می‌کند:

بودا دستوراتی را به بوداسَف تعلیم می‌دهد که نیازی نیست به آنها دقیقاً مو به ‌مو عمل کند، اما دستوراتی را که به شراوکه تعلیم می‌دهد باید دقیقاً مو به ‌مو عمل شود؛ دستوراتی که او به بوداسَف تعلیم می‌دهد می‌تواند هم مجاز باشد و هم ممنوع اما دستوراتی که به شراوکه تعلیم می‌دهد مطلقاً ممنوع است (Mahāyāna-Sagraha, 1983: 268).

گویا هیچ‌یک از دو اصطلاح prakṛisāvadya یا pratikṣepanasāvadya در کانون پالی نیامده است، اگرچه وسوُبندوُ به آنها اشاره می‌کند (Bhāya, IV. 29ac). در کانون پالی به خطاهای بزرگ و خطاهای کوچک با دو اصطلاح appasāvajja و mahāsāvajja اشاره می‌شود (Digha-Nikāya-Atthakathā, iii, 1048f). متون مهایانه در این قاعده که بوداسَف می‌تواند مرتکب خطاهای کوچک شود اتفاق نظر ندارند، اما در این متون به فرمول‌هایی اشاره می‌شود که نشان می‌دهد یک دستور واحد در مناطق مختلف احکام متفاوتی دارد. نمونۀ خطاهای بزرگ در Mahāyāna-Sagraha-Upanibandhana. VI.3 عبارت است از: قتل (prāņātipāta)، دزدی (adattādāna)، روابط جنسی نامشروع (kāmamithyācāra) و مانند اینها، که از شهوت و میل (rāga)‌ برمی‌خیزند (MSU, 42b.7-16). دو مثال از خطاهای کوچک نیز آورده‌اند که عبارت‌اند از کندن علف (tṛņachedana) و بیرون رفتن در فصل بارانی.

تمایز بوداسَف از شراوکه او را از قواعد دست و پاگیر وینیه آزاد می‌کند. بوداسَف اگرچه از بند محدودیت‌های شراوکه آزاد است اما وظیفۀ دیگری به عهدۀ او نهاده شده که شراوکه آن را ندارد. کاری که برای شراوکه خطاست می‌تواند برای بوداسَف خطا نباشد. در واقع اگر پای خیر جانداری در میان باشد، بوداسَف وظیفه دارد که خطاهای کوچک را مرتکب شود و قواعد را نقض کند و برعکس اگر تحت این شرایط چنین نکند کاری غیراخلاقی کرده است. یک نمونه، که در تفاسیر آمده است، می‌گوید: اگر یک شراوکه در فصل بارانی بیرون رود خطایی کوچک مرتکب می‌شود، اما اگر بوداسَف بیرون نرود، در حالی که خیر جانداری اقتضای این را دارد که بیرون رود، مرتکب خطا می‌شود. در کتاب تلخیص مهایانه گزارشی کوتاه از آنچه برای بوداسَف مجاز است آمده است:

به سخن کوتاه، بوداسفان مجاز به انجام هر عمل فیزیکی یا روحی (kāyavāgmanaskarma) هستند که خیر جانداران در آن باشد، مشروط به آنکه عاری از خطا (niravadya) باشد. برتری در قواعد مشترک و غیرمشترک از اینجا دانسته می‌شود (Mahāyāna-Sagraha. VI..3).

عبارت کلیدی در گزارش بالا آنجاست که می‌گوید: «مشروط به آنکه عاری از خطا باشد». برخی تفاسیر به شرح این عبارت کلیدی پرداخته‌اند:

عاری بودن از خطا بدین معناست که هر عملی باید این اطمینان را بدهد که سعادت (hita) و شادی (sukha) جانداران باید از امیال و شهواتی چون آز و مانند آن (rāgādikleśa)، چه در خودش چه در دیگری، عاری باشد. چنین اعمالی را بوداسَف مجاز به انجام آنهاست (Mahāyāna-Sagraha-Upanibandhana, VI.3).

تفسیر دوم با ذکر مثال این‌گونه آمده است:

شاید این اتفاق بیفتد که عملی به سود جانداران باشد اما عاری از خطا نباشد: محض نمونه، داشتن رابطۀ نامشروع با زنی که متعلق به دیگری است. از این‌رو، برای بیرون کردن این عمل از این قاعده، نویسنده تصریح می‌کند که «مشروط به آنکه عاری از خطا باشد» (Mahāyāna-Sagraha-bhāśya, VI.3).

پس، از منظر کتاب تلخیص مهایانه و شرح و تفسیرهای آن، خطاهای بزرگ به احتمال زیاد به نقض «ده راه عمل شایسته» یا خطاهای پاراجیکهگونه، و خطاهای کوچک به نقض دستورات کوچک و جزییِ وینَیَه باز می‌گردد. کتاب گام بوداسف نیز به این نکته اشاره می‌کند که بوداسَف باید مقررات کوچک را با همان جدیت شراوکه‌ها رعایت کند. سپس همۀ آن آزادی عملی را که تلخیص مهایانه برای بوداسَف قائل بود برای بوداسَف مجاز می‌داند و می‌گوید:

بوداسَف به خاطر حرمت نهادن به خطاهای کوچکی که بودا در پراتی‌موکشه در وینیه وضع کرده است، بلکه به خاطر اندیشیدن به دیگران
(para-cittānurakṣā)، برای تولید ایمان در دل کافران و افزایش ایمان در دل مؤمنان، مانند شراوکه‌ها بی‌هیچ تفاوتی از همان قواعد انضباطی (śiksā) پیروی می‌کند. چرا؟ چون حتی شراوکه‌ها، که خیر خود را بر دیگران مقدم می‌دارند، به مراقبت از دیگران می‌اندیشند و در قواعد انضباطی برای تولید ایمان در دل کافران و افزایش ایمان در دل مؤمنان تعلیم می‌بینند. پس بوداسَف‌ها که عمر خود را وقف دیگران کرده‌اند، باید دریافت تا چه اندازه نگران آنها هستند! (Bodhisattva-bhūmi, 164.19-165.1).

 سپس اعمال بوداسَف‌ها را تنها به یک دلیل، یعنی خیرخواهی برای دیگران، از اعمال شراوکه‌ها جدا می‌کند:

اما یک بوداسَف به قواعد انضباطی کوچک، از جمله میل اندک (alpārthatā)، آزاد بودن از مسئولیت‌ها (alpakṛtyatā) و آزاد بودن از مراقبت‌ها (alpotsuka-vihāratā) که بودا برای شراوکه‌ها وضع کرده است، همانند شراوکه‌ها عمل نمی‌کند. چرا؟ زیرا میل اندک، آزاد بودن از مسئولیت‌ها و آزاد بودن از مراقبت‌ها درخور (obhateś) شراوکه‌اند که خیر خود را بر دیگران مقدم می‌دارد و در وهلۀ نخست به خود می‌اندیشد تا دیگران. اما میل اندک، آزاد بودن از مسئولیت‌ها و آزاد بودن از مراقبت‌ها درخور بوداسَف، که خیر دیگران را بر هر چیزی مقدم می‌دارد، نیستند (Bodhisattva-bhūmi, 165.2-9).

این متن در ادامۀ این عبارت می‌گوید بوداسَف باید ساز و برگ‌های زندگی رهروی را گردآوری کند و در اختیار دیگران قرار دهد. او باید صدها و هزاران خرقه (civaraka)، کشکول و بالاپوش ابریشمی تهیه کند و اگر چنین نکند و مانند شراوکه بی‌توجه باشد، در این صورت مجموعۀ قواعد (ikṣāpadaś) بودی‌ستوهـپیتکه را نقض کرده و مرتکب خطای بزرگ یا گناه کبیره (kliṣta-āpatti) شده است. از دید این متن خطاهای بزرگ عبارت‌اند از: قتل، دزدی؛ بی‌عفتی؛ دروغ‌گویی؛ فاصله انداختن میان دوستان؛ تند‌گویی و پرخاشگری؛ آواز خواندن، رقصیدن و یاوه‌گویی.‌

کتاب ابی‌درمه کوشه نتیجه می‌گیرد که پنجمین دستور از پنج دستور، یعنی میخواری، خطای کوچک است و دستورهای یک تا چهار خطاهای بزرگ هستند (Abhidharmakośa, IV.35cd). این متن همچنین میان دو گونه رفتار نادرست فرق می‌گذارد، یکی رفتارهای غیراخلاقی (dauhśilya) و دوم رفتارهایی که ذاتاً غیراخلاقی نیستند اما بودا آنها را ممنوع کرده است (Ibid., IV.122bc). مثال برای رفتارهای نوع دوم غذا خوردن بی‌موقع (vikālabhojana) است. وسوُبندوُ نیز می‌گوید خطاهای کوچک ناقض قواعد دِیری هستند، نه اعمالی به شدت غیراخلاقی.

اگرچه در منابع بودایی دربارۀ این مطلب که کدام خطا در کدام دسته یا مقوله قرار بگیرد وحدت نظر وجود ندارد، اما به نظر می‌رسد در این خصوص تا حدی موافقت کلی وجود دارد. خطاهای بزرگ ناقض «هستۀ اخلاقی» آیین بودا به شمار می‌آیند. برای مثال، نقض پنج دستور، یا دست‌کم چهار دستور اول آن «گناه کبیره» دانسته می‌شود. خطاهای کوچک دستورهای کوچک را، که به زندگی دیری نظم می‌بخشند و برخی از غیررهروان آنها را در زمان‌های خاص به جا می‌آورند، نقض می‌کنند. غذا خوردن به‌موقع همواره از سوی رهروان رعایت می‌شود و غیررهروان نیز آن را گاه به عنوان ششمین دستور از «هشت دستور» یا «ده دستور» رعایت می‌کنند. در حالی که خطاهای بزرگ در کل غیراخلاقی شناخته می‌شوند، خطاهای کوچک ناقض قواعدی هستند که بخشی از نظم و انضباط دینی به شمار می‌آیند. کتاب پرسش‌های میلنده نیز این تفسیر را تأیید می‌کند که از دو گونه آلودگی (kilesa) سخن می‌گوید. یکی کارهایی که دنیا آنها را نکوهش می‌کند (lokavajja) و دیگری کارهایی که وینیه آنها را نکوهش می‌کند (paņņattivajja). مثالی که برای اولی می‌آورند «ده راه عمل ناشایسته» است و مثال برای دومی به سلوک رهروان در دیر باز می‌گردد؛ مانند غذا خوردن بی‌موقع (vikālabhojana)، از بین بردن گیاهان (bhūtagāma-vikopana) و بازی کردن در آب (udakehassadhamma) (Milindapañha, 266f).

مهایانه در ادعای برتری در قواعد مشترک و خاص، به انعطاف‌پذیری خود در خطاهای کوچک در مقابل قانون‌باوری افراطی هینه‌یانه اشاره می‌کند. چرخش زندگی دینی از نجات فردی به اندیشیدن به نیازهای دیگران نشان می‌دهد که گاه در شرایط خاص میان شیوۀ زندگی در کنج عزلت و نیاز به فعالیت در جهان تعارض پیدا می‌شود. مهایانه در اندیشه‌ورزی دینی خود به این نتیجه رسید که باید آیین بودا را از کنج دیرها بیرون کشید و به میان تودۀ مردم آورد و با این کار دین را تازه کرد و جانی دوباره بخشید. مهایانه برای تحقق این اندیشۀ جدید دست رهروان را باز گذاشت تا در چنین شرایطی اندکی با انعطاف عمل کنند مشروط به آنکه دو چیز را سخت مراعات کنند، یکی آنکه عمل باید با خیرخواهی برای دیگران همراه باشد، و دوم آنکه عمل عاری از خطا باشد. اما در هیچ جا نقض دستورهای اخلاقی بنیادین را مجاز نمی‌خواند. تحول و تغییر دیگری که مهایانه در اصول اولیه پدید آورد پیدایش مفهوم «دستاویز خوب» است که می‌تواند حاصل رواداری در خطاهای کوچک باشد. مفهوم «دستاویز خوب» باید در جای خود به تفصیل بررسی شود.

3. 3. برتری در گستره

سومین نوع برتری که مهایانه مدعی آن است برتری در گستره (vaipulya-viśeṣa) یا حوزۀ اخلاق است. از دید متون مهایانه این برتری چهارگانه است:

  1. قواعد مفصل و گوناگون آن (nānāpramāņa-śikṣā-vaipulya)؛
  2. ]امکان[ حصول نکوکرد بزرگ (apramāņa-puņya-parigrāha-vaipulya)؛
  3. فراهم کردن زمینۀ رفاه و سعادت همۀ جانداران (sarva-sattva-hitasukha-kriyāśaya-parigrāha-vaipulya)؛
  4. بنیاد نهادن روشن‌شدگی کامل بی‌برتر (anuttara-samyaksaṃbodhi-niśraya-vaipulya).

 

این صرفاً دسته‌بندی چهارگانۀ فشرده‌ای است که سه گزینۀ نخست آن به تقسیم‌بندی سه‌گانۀ اخلاق مهایانه، یعنی اخلاق خویشتن‌داری، اخلاق فضیلت‌پروری و اخلاق غمخوارگی اشاره دارد، و گزینۀ چهارم آن، که حاصل سه گزینۀ اول است، به رسیدن به بالاترین حد روشن‌شدگی اشاره دارد و آن را تحت عنوان روشن‌شدگی بی‌برتر وصف می‌کند.

3. 4. برتری در عمق (دستاویز خوب)

چهارمین و آخرین مدعای مهایانه در برتری اخلاق خود نسبت به اخلاق هینه‌یانه به دستاویز خوبِ بوداسَف اشاره دارد که شاید مهم‌ترین نوآوری در اخلاق مهایانه باشد. مفهوم «دستاویز خوب» در آیین بودا تاریخی طولانی و برجسته دارد، اما تنها در متون خاص مهایانه است که بر نتایج اخلاقی بنیادین آن تأکید شده است. در متون مهایانه به شکل خلاصه آورده‌اند که این آموزه به بوداسَف اجازه می‌دهد به «ده راه عمل ناشایسته» (daśa-akuśala-karmapatha) دست یازد، و از این راه نکوکرد بزرگ را کسب ‌کند، و به سرعت به روشن‌شدگی کامل بی‌برتر برسد. همچنین، مطابق این آموزه، بوداسَف مجاز است از ترفند یا حیلت (Upāya) استفاده کند تا جانداران را به روشنی برساند و حتی می‌تواند به آنها رنج برساند، مشروط به آنکه این کار به آنها انضباط (vinaya) ببخشد. این آموزه به وضوح تمایز میان خطاهای بزرگ و کوچک را از میان برمی‌دارد، زیرا مطابق آن بوداسَف مجاز به انجام بزرگ‌ترین خطاهاست. اما نباید از یاد برد که این اختیار مطلق تنها در چارچوب این بخش چهارم، یعنی به هنگام استفاده از دستاویز، مجاز است و هدف آن پروردن آموزۀ دستاویز خوب است. در غیر این صورت پیروان مهایانه تنها مجاز به نقض مقررات کوچک‌ هستند، آن هم مشروط به آنکه خیر جانداری اقتضا کند. تنها خود بودا می‌توانست مقررات انضباطی کوچک را تغییر داده، جرح و تعدیل کند (Digha-Nikāya, ii.154).

نتیجه‌گیری

آنچه گذشت جستاری بود در معرفی چارچوب اخلاق مهایانه و تغییر الگوهای هینه‌یانه و تأثیر آن در نجات‌شناسی. اگرچه آیین بودای مهایانه به دلیل قایل بودن به تفسیر، اصطلاحات جدیدی را از دل آموزه‌های اولیه بیرون کشیده و نقش نجات بر مبنای زندگی اخلاقی را تا حدی تغییر داده است، اما این موضوع، برخلاف ادعاهای هینه‌یانه، به معنای گسستگی از آموزه‌های اولیه نیست، بلکه به معنای تغییر پارادایم‌ها و بازاندیشی در آموزه‌های دینی اولیه است. پس آموزه‌های مهایانه نه گسست، که استمرار سنت اولیه است. اگرچه پیچیدگی اخلاق مهایانه کار داوری را برای پژوهش‌گران دشوار می‌کند، اما برخی از غربی‌ها با اصل و فرع کردن این دو شاخۀ آیین بودا و اصل گرفتن هینه‌یانه و کوشش در مطابقت دادن آموزه‌های مهایانه با آن به خطا رفته‌اند و ناخواسته وارد دعواهای فرقه‌ای شده‌اند. این در حالی است که مهایانه از ضعف و ناکامی هینه‌یانه در شناخت نقش و اهمیت اخلاق در نجات‌شناسی خرده می‌گیرد، و برای از میان بردن این ناکامی و نقصان بر این آموزه تأکید می‌کند که کمال اخلاق در غمخوار دیگران بودن (karūņā/upāya) است و آن را با فراشناخت یا شناخت حقیقت یکی می‌داند. مهایانه برای رسیدن به این مقصود یک چارچوب اخلاقی سه‌بخشی را پی‌ریزی می‌کند که عبارت است از: اخلاق خویشتن‌داری، اخلاق فضیلت‌پروری، اخلاق غمخوارگی. مهایانه برای آنکه به جانداران و نیازهای مادی و معنوی آنها توجه کند در برخی از اعمالِِِِ دیری اندکی تغییر ایجاد می‌کند و برخی اعمال نامجاز را در شرایط خاص که در تعارض با خیر و بهروزی جانداران است مجاز می‌خواند تا طرح غمخوارگی برای دیگران را کامل کند. مهایانه برای تحقق این اندیشۀ جدید دست رهروان را باز می‌گذارد تا در چنین شرایطی اندکی با انعطاف عمل کنند، مشروط به آنکه دو چیز را سخت مراعات کنند؛ یکی آنکه عمل باید با خیرخواهی برای دیگران همراه باشد، و دوم آنکه عمل عاری از خطا باشد. اما در هیچ جا نقض دستورهای اخلاقی بنیادین را مجاز نمی‌خواند. تحول و تغییر دیگری که مهایانه در اصول اولیه پدید آورد پیدایش مفهوم «دستاویز خوب» است که می‌تواند حاصل رواداری
در خطاهای کوچک باشد. مفهوم «دستاویز خوب» باید در جای خود به تفصیل
بررسی شود.



* استادیار گروه ادیان شرق پژوهشکده ادیان و مذاهب وابسته به دانشگاه ادیان و مذاهب، al.shojai@gmil.com

             [دریافت مقاله: 12/6/92؛ پذیرش: 10/9/92]

پاشایی، ع. (1383). بودا، تهران: نشر نگاه معاصر.

ـــــــــ (1380). فراسوی فرزانگی، تهران: نشر نگاه معاصر.

سوزوکی، ب. ل. (1380). راه بودا، برگردان: ع. پاشایی، تهران: نشر نگاه معاصر.

AbhidharmakoŚa and Bhasya (1970). Swami D. Shastri (ed.), Varanasi: Bauddha Bharati; L. Poussin (tr.) 6 vols, new edition E. Lamotte, (tr.) MCB XVI, Brussels: Institute Beige des Hautes Btudes Chinoises, 1980.

Atasāhasrikā-Prajñā-Pāramitā with Haribhadra's Commentary called Āloka (1960). P.L. Vaidya (ed.), Darbhanga: The Mithila Institute; Edward Conze, (tr.) (1973). (for reading)

Bodhisattvabhūmi.Unrai Wogihara (ed.), Tokyo: no publisher provided, 1930-36.

Bodhisattva-Prātimoka-Sūtra (1931).(BPMS) N. Dutt (ed.) IHQ, 7, 259-86.

Chang, G.C.C. (ed.), (1983). A Treasury of Mahāyāna Sūtras, Pennsylvania: Pennsylvania State University Press.

Conze, E. (1973). The Perfection of Wisdom in Eight Thousand Lines and its Verse Summary, California: Four Seasons Foundation.

Dayal, H. (1932). The Bodhisattva Doctrine in Buddhist Sanskrit Literature, London: Routledge & Kegan Paul.

Digha Nikāya, Long Discourses of the Buddha (1998). Trans. by Mrs. A. A. G. Bennet.

Dutt, N. (1930). Aspects of Mahayana Buddhism and its Relation to Hinayana, London: Luzae.

Dutt, N. (1970). Buddhist Sects in India, Calcutta: F.K.L. Mukhopadhyay.

Hindery, R. (1978). Comparative Ethics in Hindu and Buddhist Traditions, Delhi: Motilal Banarsidass.

Keown, D. (2001). The Nature of Buddhist Ethics, Basingstoke: Palgrave.

Lankāvatāra-sūtra (1932).B. Nanjio (ed.), Biblioteca Otaniensis vol. 1, Kyoto: Otani University Press; D.T. Suzuki (tr.), London: Routledge, 1932, (for reading)

Madhyamakāvatāra (1912).Tibetan text, L. Poussin (ed.), Biblioteca Buddhica IX, StPetersburg; L. Poussin (partial tr.) Le Musêon8 (1907), 11 (1910), 12 (1911).

Mahāyāna-Sagraha (1936).E. Lamotte (ed. and tr.), La Somme du Grand Whicule: tome I Tibetan and Chinese text, tome II Translation and Commentary, Louvain: Bureaux du Musson.

Mahāyāna-Sūtrālakāra (1907).S. Lêvi (ed. and tr.): tome I text, tome 2 translation, Paris: Librairie Honorê Champion.

Milindapañha (1928).V. Trenckner (ed.), London: Royal Asiatic Society; L.B. Horner (tr.) 2 vols Milinda's Questions, London: PTS, 1963.

Nyanatiloka. (1972). Buddhist Dictionary: Manual of Buddhist Terms and Doctrines, Colombo, Ceylon: Frewin & Co., Ltd.

Śikā-Samuccaya (1981). P.L. Vaidya (ed.), Buddhist Sanskrit Texts XI; C. Bendall and W.H.D. Rouse (trs.), Delhi: Motilal Banarsidass, reprint.

Śilaparikathā (1931), A. Basu (ed. and tr. with Sanskrit reconstruction) IHQ March, pp. 28-33. (for reading)

Suhllekha with Mi-pham's commentary (1975). L. Kawamura (tr.) Golden Zephyr, Emeryville, Calif.: Dharma Publishing. (for reading)

Sutra on Skilful Means, G.e.e. Chang (tr.). In (1983) A Treasury of Mahāyāna Sūtras.

Tatz, M. (1986). (tr.) Asanga's Chapter on Ethics with the Commentary of Tsong-Kha-pa, The Basic Path to Awakening, the Complete Bodhisattva. Studies in Asian Thought and Religion, vol. 4, Lewiston, New York: The Edwin Mellen Press.

The Jewel Ornament of Liberation (1970).a translation of sGam-Po-Pa's Dam chos yid bzhin gyi nor bu thar pa rin po che'i rgyan zhes bya ba theg pa chen po'i lam rim gyi bshad pa, H.V. Guenther (tr.), London: Rider.

Vimalakirtinirdeśasūtra (1976). E. Lamotte (tr.) (Sara Boin, English tr.), The Teachings of Vimalakirti, London: Routledge & Kegan Paul.

Visuddhi Magga (figures: numbers of chapter & the paragraphing in Path of Purification). Nanamoli There, publ (tr.), Colombo: A. Semage.