<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های ادیانی</title>
    <link>https://adyan.urd.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های ادیانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 21 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 21 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>الگوهای تقریب امام موسی صدر در ایجاد همزیستی مسالمت‌آمیز بین مسلمانان و مسیحیان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_233636.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&#13;
تقریب و همزیستی مسالمت‌آمیز میان مسیحیان و مسلمانان، به‌عنوان یکی از دغدغه‌های تاریخی و دینی، همواره مورد تأکید آموزه‌های دینی و تلاش‌های عالمان مذهبی بوده است. امام موسی صدر، به‌عنوان یکی از چهره‌های برجسته در حوزۀ تقریب بین‌الادیانی، به‌ویژه در تعامل میان مسلمانان و مسیحیان، با تکیه بر مبانی عمیق اسلامی و چارچوب‌های دینی، الگویی موفق در این زمینه ارائه کرده است. از دیدگاه وی، تقریب ادیان نه‌تنها مستلزم تلاش‌های علمی و عملی گسترده است، بلکه باید بر پایۀ درک صحیح از مبانی دینی و احترام به خطوط قرمز هر دو دین استوار باشد. این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی، به بررسی شش الگوی تقریبی امام موسی صدر می‌پردازد: &amp;amp;laquo;نگاه غیرتبعیض‌آمیز به مسلمانان و مسیحیان، تأکید بر وحدت به‌عنوان اصل بنیادین، بسترسازی برای کاهش نظام فرقه‌ای، ایجاد ارتباط سازنده با مسیحیان، هوشمندی در گفتمان‌سازی، و تسهیل گفتگو و نشست‌های مشترک&amp;amp;raquo;. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که رویکردهای او می‌تواند به‌عنوان الگوی کارآمدی برای تقویت همزیستی مسالمت‌آمیز و ترویج گفتگوی بین‌الادیانی به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چگونگی تعامل با &amp;laquo;اقلیت‌های دینی&amp;raquo; در جمهوری اسلامی ایران؛ مطالعۀ پیمایشی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_218387.html</link>
      <description>امروزه موضوع &amp;amp;laquo;تعامل سازنده میان اقلیت‌ و اکثریت&amp;amp;raquo; مورد توجه جامعۀ جهانی است و در ایران نیز همزیستیِ پیروان ادیان، همواره با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است. این پژوهش با هدف بررسی چگونگی تعامل با اقلیت‌های دینی در جمهوری اسلامی ایران سامان یافته است. در این مطالعه، با توجه به حضور ارزشمند پیروان ادیان الهی در ایران، تلاش شد چالش‌های موجود در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی، دینی و سیاسی برای تحقق تعامل مطلوب اکثریت با اقلیت‌های دینی شناسایی و راهکارهایی برای رفع آن‌ها ارائه گردد. برای دستیابی به این هدف، پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا صورت پذیرفت. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه بود و جامعۀ نمونه، شامل ۲۶ نفر از صاحب‌نظران ادیان مختلف در جمهوری اسلامی ایران (مسلمان، زرتشتی، مسیحی و یهودی) انتخاب شد. &#13;
یافته‌های پژوهش نشان داد که هرچند قوانین جمهوری اسلامی ایران ظرفیت‌ها و امکانات قابل‌توجهی برای اقلیت‌های دینی فراهم کرده و در حال گسترش است؛ اما تحقق تعامل مطلوب با اقلیت‌های دینی مستلزم الزامات و عناصری است که به نگاهی عمیق، کارشناسی و متفاوت نیاز دارد. این عوامل در پژوهش حاضر در چهار بخش دسته‌بندی شد: عوامل حقوقی و قانونی، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی و عوامل دینی. براساس یافته‌های پژوهش، می‌توان از راهکارهایی همچون: &amp;amp;laquo;تضمین حقوق دینی در قوانین و سیاست‌ها، پذیرش تنوع مذهبی در ساختار اجتماعی، تقویت گفتگوی بین ‌مذهبی و همکاری‌های دینی، حمایت از مشارکت اقلیت‌های دینی در عرصه‌های عمومی و سیاسی، تضمین امنیت و عدالت برای آنان و ارتقای آگاهی و آموزش دربارۀ حقوق اقلیت‌ها&amp;amp;raquo;، به تعامل مطلوب با این گروه‌ها دست یافت. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین بسترهای پیدایش بهائیت در ایرانِ عصر قاجار</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_233638.html</link>
      <description>مقالۀ حاضر به‌دنبال تبیین جامعه‌شناختی زمینه‌ها و بسترهای پیدایش بهائیت در ایرانِ عصر قاجار است. مسئلۀ اصلی پژوهش آن است که چه عواملی، اعم از داخلی و خارجی، در شکل‌گیری این جریان مؤثر بوده‌اند. همچنین این پرسش مطرح می‌شود که آیا بهائیت صرفاً محصول دخالت‌های استعمار خارجی بود یا برآمده از شرایط اجتماعی داخلی ایران. نوع پرسش پژوهش از سنخ &amp;amp;laquo;چرایی&amp;amp;raquo; و هدف آن &amp;amp;laquo;تبیین&amp;amp;raquo; است؛ یعنی شناسایی عوامل و زمینه‌های مؤثر در پیدایش بهائیت. بدین‌منظور پژوهش حاضر از نظریۀ تحول انقلابی چالمرز جانسون بهره می‌برد. روش بررسی موضوع، مطالعۀ موردی تاریخی است که در آن برای گردآوری اطلاعات از روش اسنادی و برای تحلیل داده‌ها از روش تطبیق الگو بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که جریان بابیت و بهائیت با طرح اندیشه‌های برابری‌خواهانه و عرضۀ روایتی تازه از مذهب شیعه -که در پیوند با اندیشه‌های تصوف ایرانی و حکمت یونانی شکل گرفته بود- زمینه‌ساز تضادهای ارزشی در جامعۀ ایران شدند. همچنین، با قرار گرفتن ایران در زمرۀ کشورهای پیرامونی نظام جهانی، بستر برای نفوذ و حمایت دولت‌های روسیه و بریتانیا از بابیت و بهائیت فراهم آمد؛ حمایتی که با هدف تعمیق شکاف‌های ارزشی و اجتماعی در جامعه ایرانی دنبال می‌شد. این شرایط، در کنار نابسامانی‌های اجتماعی، سرانجام به شورش ایدئولوژیک بابیت و بهائیت در ایران قرن نوزدهم انجامید.‌</description>
    </item>
    <item>
      <title>نمادگرایی اسب در مهرپرستی: بررسی نقش و اهمیت آن در ایران باستان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_233639.html</link>
      <description>بازتاب باورها و آیین‌های کهن در قالب کنایه، تلمیح و نماد، یکی از ویژگی‌های برجستهٔ آثار ادبی فارسی -چه در متون کلاسیک و چه در ادبیات عامیانه- است. در میان نمادهای گوناگون، اسب جایگاهی ویژه در فرهنگ ایران باستان دارد؛ جایگاهی که هم در کارکردهای عملی آن در جنگ‌ها و مأموریت‌های مهم، و هم در نمودهای نمادین آن در ادبیات دینی (ودایی و زرتشتی) و به‌عنوان مرکب خدایان و فرشتگان، جلوه‌گر می‌شود. اهمیت اسب در آیین میترا -آیینی که بعدها به اروپا راه یافت و بر شیوهٔ زندگی شوالیه‌های رومی نیز اثر گذاشت- به‌روشنی دیده می‌شود.این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل بار معنایی نماد اسب در آیین مهر و تبیین جایگاه آن در ایران باستان، به پرسش‌های زیر پاسخ می‌دهد:۱. نماد اسب در آیین مهر چه معانی و دلالت‌هایی داشته است؟۲. اهمیت اسب در فرهنگ ایران باستان بر چه مبنایی استوار بوده است؟این پژوهش با استناد به کهن‌ترین گزارش‌های تاریخی، منطقهٔ کیلیکیه در آسیای صغیر را به‌عنوان یکی از مراکز اصلی آیین میترا بررسی می‌کند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که اسب در اسطوره‌های ایران باستان، افزون بر دوگانگی نمادینِ مرگ و زندگی، در بسیاری از فرهنگ‌ها و ادیان، به‌صورت نماد خورشید و پیروزی نیز نمود یافته است. در پایان، پژوهش حاضر به این نتیجه می‌رسد که در باورهای قومی و اساطیری، اسب نمادی از نجابت خانوادگی و آمادگی برای خدمت در هر دو عرصهٔ صلح و جنگ تلقی می‌شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چهره‌های عیسی در مدارک مانوی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_218392.html</link>
      <description>در مقالۀ حاضر، ماهیت و شخصیت &amp;amp;laquo;عیسی&amp;amp;raquo; -یکی از برجسته‌ترین چهره‌ها در آموزه‌های مانوی و بنیان‌گذار چارچوب نظری مانویت- تجزیه و تحلیل شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که چهره‌های متنوعی از عیسی در متون مختلف شرقی و غربیِ مانوی ارائه شده است، ازجمله: &amp;amp;laquo;عیسای رنج‌کش، مصلوب، نفس زنده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عیسای درخشان&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;عیسی مسیح، عیسای تاریخی&amp;amp;raquo;. این جلوه‌ها همگی نمودها و ابعادی از شخصیتی واحد هستند که هر کدام به شیوه‌ای خاص بیان شده‌اند. از نظر مانی، عیسی مسیح از هیچ مادری زاده نشد؛ بلکه رنج این عیسای مصلوب و زجرکش، همان رنج نورِ اسیر در جهان مادی است که با عیسی مسیح تجسم یافته است. او همان ایزد عیسای درخشان است که بارها از ملکوت فرود آمد تا برای انبیا وحی آورد و در پایان جهان بر مسند قضاوت داور همگان بنشیند. این مقاله نشان می‌دهد که جلوه‌های &amp;amp;laquo;عیسای داماد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عیسای جوان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عیسای ماه&amp;amp;raquo; بدون آنکه در الهیات مانوی به‌طور مشخص تعریف یا معیّن شده باشند، فقط در تفسیرهای محققان پدید آمده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی دیدگاه الهی‌دانان مسیحی کاتولیک از حضور زنان ناپاک در نسب‌نامۀ عیسی مسیح در انجیل متی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_233640.html</link>
      <description>در ثبت تبارنامه عیسی مسیح به‌وسیلۀ متی، نام مادرانی آمده است که پیش‌تر دچار گناه شده‌اند و الهی‌دانان مسیحی، به‌ویژه کاتولیک‌ها، به بررسی جایگاه این زنان در شجره‌نامه اهتمام ورزیده‌اند. این مقاله به چهار رویکرد اصلی الهی‌دانان مسیحی می‌پردازد: نخست، رویکرد قومیتی که نشان می‌دهد متی قصد داشته نقش غیریهودیان را در تاریخ ظهور عیسای منجی برجسته سازد؛ دوم، رویکرد کلامی، براساس آن متی با درج نام زنان گنهکار در تبارنامه، مقدمه و تأیید الهی برای بارداری ناخواسته و چالش‌برانگیز مریم فراهم کرده است؛ سوم، رویکرد جنسیتی که اهمیت نقش زنان در نقشۀ الهی برای تولد مسیح را نشان می‌دهد؛ و چهارم، رویکرد تاریخی که خداوند منجی آخرالزمان را از نسل ملل گوناگون معرفی می‌کند. اگرچه منابع اسلامی به‌طور صریح بر طهارت نسب عیسی مسیح تأکید نکرده‌اند، سلسله‌نسب ایشان تا ابراهیم بدون هیچ‌گونه شبهۀ جنسی دانسته شده است. به نظر می‌رسد برخی از این رویکردها ظرفیت مناسبی برای مطالعات تطبیقی و ادیانی دارند و در برخی موارد، رهیافت مشترکی دربارۀ اهمیت نسب‌شناسی انبیا در اسلام و مسیحیت مشاهده می‌شود که می‌تواند در پژوهش‌های آتی راهگشا باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی الگوگرایی عرفانی در سپهر مدرن؛ (واکاوی پیوندهای آن با بنیادهای پروژۀ اخلاق اصالت چارلز تیلور)</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_233641.html</link>
      <description>ویژگی بارز انسان معاصر، که زندگی در عصر تلفیقِ مدرنیته و پست‌مدرنیته را تجربه می‌کند، بر تجربه‌گرایی استوار است. انسان امروزی می‌کوشد تا امور را ابتدا با حواس خود تجربه کند و سپس آن را به‌مثابۀ باور بپذیرد. از سوی دیگر، انتخاب الگوی عرفانی به‌عنوان استاد، و تبعیت از دستورات او برای درک تجربۀ عرفانی، در نگاه اول امری پیش‌دستانه نیست که در مراحل ابتدایی سلوک عرفانی میسّر باشد، بلکه پدیده‌ای است پسینی که تحقق آن مستلزم گذشت زمان و التزام به دستورات چنین الگویی است. پرسش محوری این پژوهش چنین است: آیا انسان معاصر، با توجه به ویژگی‌های تجربه‌گرایانۀ خود، توان دستیابی به چنین الگویی را دارد؟ و در صورت امکان، صلاحیت خویش را چگونه می‌تواند به اثبات برساند؟یافتۀ اصلی این پژوهش آن است که انسان مدرن نه‌تنها توانایی یافتن چنین الگویی و تشخیص صلاحیت او را دارد، بلکه این تشخیص صرفاً در شمار امور پسینی قرار نمی‌گیرد؛ همچنین با اتکا به خرده‌تجربه‌های پیشینی نیز می‌توان به مشروعیت و صلاحیت او دست یافت و در نتیجه، حجت بر سالک برای تبعیت از او تمام می‌شود.روش تحقیق این پژوهش، موردپژوهی است؛ بدین ترتیب که کنش‌های لازم در مسیر سلوک عرفانی با ویژگی‌های انسانِ امروزی مقایسه و سنجش شده و راهکاری برای امکانِ ورود او به این عرصه پیشنهاد شده است. در این راستا، از پروژۀ &amp;amp;laquo;اخلاق اصالت&amp;amp;raquo; چارلز تیلور به‌مثابۀ چارچوبی روش‌شناختی با رویکردی پست‌مدرن بهره گرفته شده و الگوپذیری به‌عنوان راهکاری واسط و تجربه‌بنیان، میان دیدگاه‌های سنتی و پست‌مدرن پیشنهاد شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی بر جهان‌شمولی آموزه‌های مری دیلی با تأکید بر آثار او</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_218385.html</link>
      <description>مری دیلی در آثار خود، فلسفه و الهیاتی نو، پدید می‌آورد که بر پایۀ تجربۀ خاص زنان از ایمان به خدا استوار است. او می‌کوشد جنسیت‌زدگیِ نهفته در مفاهیم، الگوها و زبان مسیحیت را آشکار سازد و آن را عامل سرکوب، نادیده‌انگاری تجربۀ زنان و مانعی در راه کمال انسانی آنان معرفی کند. دیلی در پی آگاهی‌بخشی و تحققِ &amp;amp;laquo;هست‌شدن&amp;amp;raquo; زنان است؛ با این‌حال، شماری از اندیشمندان با دیدهٔ تردید بدان نگریسته‌اند و با طرح پرسش‌هایی دربارۀ چگونگی و فرایند این آگاهی، این دغدغه را پیش نهاده‌اند که آیا اشتراک‌گذاری چنین آگاهی‌ای میان زنان، توان برانگیختن تحولی ژرف در آنان و جامعه را خواهد داشت یا نه. این مقاله با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی دیدگاه‌های او در سه اثرِ کلیسا و جنس دوم، فراسوی خدای پدر، و زن-بوم‌شناسی، به این نتیجه دست می‌یابد که دیدگاه‌هایی که وی به‌عنوان &amp;amp;laquo;قانون کلی&amp;amp;raquo; عرضه کرده است، قابلیت تعمیم نداشته و افزون بر وجود دوگانگی در برخی آرا، بسیاری از متألهان فمینیست نیز آن‌ها را مورد انتقاد قرار داده و به چالش کشیده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فلسفۀ بدن در علم‌الاساطیر مصر باستان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_233643.html</link>
      <description>بحث دربارۀ &amp;amp;laquo;ماهیّت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;خاستگاه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کارکرد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;علت وجودی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;لطایف باطنی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مشخصه‌های خاصِ&amp;amp;raquo; کالبد جسمانی را می‌توان ذیل عنوانِ &amp;amp;laquo;فلسفۀ بدن&amp;amp;raquo; طرح و واکاوی کرد. در فرهنگ‌های باستانی، انتساب معنای دینی به بدن و اهتمام به هویت و ساحت‌های آن، به‌منزلۀ راهبردی نسبتاً عینی برای تأمین شرایط ضروری سعادت غایی (لذّت پایدار)، بیش از همه در دین رازآلود مصر باستان (۳۱۰۰ ق.م-۳۰۰ ق.م) نمایان است. این پژوهش بر محور پرسش‌های زیر سامان یافته است: 1. بر پایۀ چه شواهدی می‌توان از برخورداری بدن از معنای قدسی نزد مصریان باستان سخن گفت؟ 2. میان اندیشۀ خلود (سعادت غایی) و سلامت بدن چه نسبتی برقرار است؟ 3. از دیدگاه دینی مصر باستان، سازۀ انسان از نظر ساختاری چه ماهیتی دارد؟بر پایۀ این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته، روشن می‌شود که از منظر انسان‌شناسیِ اسطوره‌ایِ مصر باستان، بدن انسان افزون بر خاستگاه مینوی، از نظر ساختاری همچون مجموعه‌ای بسیار منظم، موجودیتی مرکب، متحد و همگن دارد؛ به‌گونه‌ای که &amp;amp;laquo;کا&amp;amp;raquo; (قوۀ تفکر)، &amp;amp;laquo;با&amp;amp;raquo; (نیروی حیات)، &amp;amp;laquo;خاط&amp;amp;raquo; (جسم)، &amp;amp;laquo;آخ&amp;amp;raquo; (خود دگرگون‌شده) و &amp;amp;laquo;اِیب/هاتی&amp;amp;raquo; (قلب) اجزای اصلی آن به ‌شمار می‌آیند. با این‌همه، بقای جاودانۀ انسان مطلقاً در گرو آن است که &amp;amp;laquo;خاط&amp;amp;raquo; (بدن جسمانی) سلامت و کمال فیزیکی خویش را حفظ کند؛ و همین امر فلسفۀ اصلی رواج صنعت مومیایی در مصر باستان محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیر نگرش منابع فرقه‌شناسی به مزدکیه تا پایان سدۀ هفتم هجری</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_233645.html</link>
      <description>ملل و نحل‌نویسی، به‌عنوان شاخه‌ای از تاریخ‌نگاری مذهبی در قرون اسلامی، بازتاب‌دهندۀ تقابل‌های ایدئولوژیک آن دوره است. در این میان، فرقهٔ مزدکیه به‌سبب آموزه‌های اجتماعی جنجال‌برانگیز خود، همواره در کانون توجه این منابع قرار داشته‌اند. این پژوهش با طرح این پرسش اصلی آغاز می‌شود که نگرش ملل و نحل‌نویسان تا پایان سدهٔ هفتم هجری نسبت به مزدکیه چگونه بوده و چه عواملی در شکل‌گیری آن مؤثر بوده است. از نظر ماهیت، تحقیق حاضر تاریخی-تحلیلی و از نظر شیوۀ گردآوری داده‌ها، کتابخانه‌ای است. پژوهش با مطالعۀ انتقادی نُه متن کلیدی فرقه‌شناسی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که نگرش به مزدکیه در این متون ثابت و یکسان نبوده، بلکه متأثر از بستر سیاسی-مذهبی دوران هر مؤلف شکل گرفته است. مهم‌ترین دستاورد این تحقیق، کشف الگوی گفتمانی مشترک در نسبت دادن اتهام ثنویت، اباحی‌گری و تناسخ به مزدکیه است؛ اتهاماتی که هدفی جز طرد دگراندیشان و تضعیف رقبای مذهبی نداشته‌اند. این پژوهش همچنین به تمایز روشن میان &amp;amp;laquo;مزدک تاریخی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مزدکِ برساختۀ متون فرقه‌شناسی&amp;amp;raquo; دست یافته و نشان می‌دهد که روایت این متون بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، بازتاب‌دهندۀ رقابت‌های گفتمانی حاکم بر جهان اسلام است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>لذت جنسی نادرست از منظر اخلاق و فقه بودایی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_218384.html</link>
      <description>چکیده&#13;
&amp;amp;nbsp;احکام خویشتن‌داری از لذت جنسی نادرست یکی از قواعد اخلاقی و فقهی مهم آیین بودا و خاص غیررهروان یا توده عوام بودایی است. زیرا هرگونه لذت جنسی برای رهروان نادرست است. از آن جهت که تجرّد، شرط پیروی از راه بوداست؛ تجرّد صرف ازدواج‌نکردن نیست، بلکه به معنای پرهیز از هرگونه لذت‌ جنسی است. خویشتن‌داری از &amp;amp;laquo;لذت جنسی نادرست&amp;amp;raquo; که در آغاز صرفاً به ممنوعیت آمیزش با &amp;amp;laquo;زنان ممنوعه&amp;amp;raquo; تعریف شده بود، به تدریج به ممنوعیت نزدیک شدن به مجاری نادرست، مکان نادست، زمان نادرست و شریک نادرست و مانند این‌ها گسترش یافت. این جستار به وارسی عوامل چرخش &amp;amp;laquo;لذت جنسی نادرست&amp;amp;raquo; از یک قاعده ساده بازدارنده به انبوهی از قواعد پیچیده و محدودکننده‌تر می‌پردازد. این پژوهش &amp;amp;nbsp;به روش توصیفی-تحلیلی بدنبال پاسخ به پرسش چرایی سخت شدن احکام مربوط به لذت جنسی نادرست غیررهروان؟ نشان خواهد داد دلیل سخت شدن احکام مربوط به غیررهروان این بود که رهروان بودایی در وضع قواعد برای غیررهروان از همان احکام مربوط به خود استفاده کردند تنها به این دلیل که در آغاز بودا برای غیررهروان قواعد خاص و جداگانه تعیین نکرده بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی بایسته‌ها و صفات &amp;laquo;شهریار آرمانی&amp;raquo; در دین زرتشتی و آیین کنفوسیوس</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_218389.html</link>
      <description>یکی از عناصر بنیادین، اثرگذار و مورد اجماع در شکل‌گیری آرمان‌شهر، حضور شاه ‌آرمانی یا حاکمِ حکیم است. در دین زرتشتی، شاه ‌آرمانی و نظام شاهی، جایگاهی قدسی و الهی دارند. در آیین کنفوسیوس، شاه آرمانی با پرورش فضیلت‌های اخلاقی و حکمت، پیوندی ناگسستنی برقرار می‌کند. این مقاله با هدف بررسی بایسته‌ها و صفات شاه آرمانی در دین زرتشتی و آیین کنفوسیوس، با رویکردی تحلیلی-نظری و به روش کتابخانه‌ای-توصیفی نگاشته شده است. مسئلۀ اصلی پژوهش، بررسی و مقایسهٔ بایسته‌ها و صفات شاه آرمانی و نقش او در جامعه و در شکل‌گیری آرمان‌شهر، با تأکید بر حکومت حاکم حکیم در دین زرتشتی و آیین کنفوسیوس است. بر پایهٔ یافته‌های پژوهش؛ تربیت، خرد، عدالت، عمل به فضایل اخلاقی و گسترش آن در جامعه، و نیز انجام مناسک توسط شاه ‌آرمانی، از وجوه اشتراک به ‌شمار می‌رود؛ در مقابل، فرّه ایزدی، اصالتِ نژاد و موروثی بودن پادشاهی، از وجوه افتراق به ‌حساب می‌آید. پرسش اصلی این است که بایسته‌ها و صفات شاه ‌آرمانی در دین زرتشتی و آیین کنفوسیوس کدام است. همچنین این پرسش مطرح است که وجوه افتراق و اشتراک صفات و بایسته‌های شاه‌ آرمانی در این دو سنت دینی و فلسفی چیست.&#13;
کلید واژه‌ها : شاه‌آرمانی، حاکم-حکیم، رن، لی، فر.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تکوین مانویت از ایران تا چین رهیافتی به برخی مؤلفه&amp;rlm; &amp;rlm;های دینی مانویت چینی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236020.html</link>
      <description>مانویت که در سده سوم میلادی و در دوران دومین شاهنشاه ساسانی در بابِل بنیان گذاشته شد و اندکی بعد در آسیای مرکزی استقرار یافت، پس از ظهور امپراتوری مغول در قرن سیزدهم میلادی و سیطره آن بر این منطقه به فوجیان در جنوب شرقی چین پناه جست. در چند دهه اخیر، بقایای این مانویان مهاجر کشف شد که جلوه‌های متفاوتی از آن مانویتی را نشان داد که در ایران و آسیای مرکزی رایج بود. جستار حاضر قصد دارد نشان دهد سیر تحول مانویت از ایران تا چین به چه صورت بوده و بعد از ورود به چین، مانویتی که اغلب دینی بیگانه محسوب می&amp;amp;rlm;شد، چگونه در فوجیان و در دوره‌های دشوار تفتیش عقاید، با جذب عناصر متنوعی از آیین‌های بودایی و دائویی، خود را در بطن مذهب مردم چین حفظ کرد تا بتواند به بقا و گسترش خود در چین ادامه دهد. این مقاله به شباهت‌ها و تفاوت‌های موجود میان خدایان موجود در مانی بودای روشنی و دیگر منابع مانوی نیز می‌پردازد. اینکه مانویت قادر بود پس از سقوط دودمان تانگ به طور مستقل در جنوب چین به زیست خود ادامه دهد؛ گواه خوبی بر انعطاف&amp;amp;rlm;پذیری و مهارت پیروان آن در نگاه داشتن این دین در پرده‌ای از حرمت و مشروعیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تربیت دینی برای بازتعریف هویت ارتباطی کلیسا با جامعه: بررسی بیانیه‌ی &amp;quot;آموزش حیاتی&amp;quot;</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236026.html</link>
      <description>تربیت دینی همواره یکی از ارکان اصلی کلیسای کاتولیک بوده و ریشه در فرمان تاریخی عیسی مسیح دارد: «برو و تعلیم بده» (متی 28: 18-20). بر همین اساس است که از بدو پیدایش مسیحیت، آموزش دینی وظیفه‌ی ذاتی کلیسا تلقی شده و در طول تاریخ، شکل‌ها و محتوای متنوعی به خود گرفته است.
این پژوهش با رویکردی تاریخی-انتقادی به بررسی تحولات تربیت دینی در کلیسای کاتولیک می‌پردازد. هدف اصلی این پژوهش، آشکارسازی ماهیت دوگانه تربیت دینی است: از یک سو، تربیت دینی ابزاری‌ست برای انتقال آموزه‌های دینی و حفظ هویت مذهبی کلیسا؛ و از سوی دیگر، عاملی‌ست برای بازتعریف هویت ارتباطی و تعاملی خود با جامعه.
با مطالعه‌ی اجمالی تاریخ تربیت دینی و نیز با تمرکز بر بیانیه مهم «آموزش حیاتی»، این پژوهش نشان می‌دهد که چگونه کلیسا در طول تاریخ تلاش کرده است تا تعادل میان این دو هدف را برقرار کند. از سوی دیگر، این پژوهش به بررسی چالش‌هایی می‌پردازد که کلیسای کاتولیک در دنیای امروز در زمینه تربیت دینی با آن مواجه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اولوهیت آتش در دین زردشتی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236027.html</link>
      <description>دیانت زردشتی که دینِ باستانیِ اقوامِ ایرانی است، علاوه بر توجه به شریعت و تاکید بر مناسک، از ساحتی اشراقی و باطنی نیز برخوردار است. بهدینان، نامی است که پیروان این دین بر خود نهاده اند؛ بر طبق سنت و آموزه هایشان، که آن را منبعث از پیام آورشان می دانند، خویشتن را ملزم به اجرای آداب دینی و آیینی، بوِیژه  آداب نیایشی می دانند، که انجام آن به صورت فُرادی و جمعی در برابر منبعی نَیِّر، برگزار می شود و آن توجه به این کانونِ نور، در حین مناسک را، آتشی تطهیر شده برگزیده اند. انگیزه توجه و تاکید زردشتیان بویژه در هنگام نیایش به سوی فروغِ آتش، هدف اصلی این پژوهش است. پرسش اصلی این نوشتار این است که، آیا زردشتیان را می بایست، آتش پرستان نامید، یا اینکه آنان، در کانون هایِ نور بویژه آتشِ مُطهَّر، شراره هایی از جلوه های الوهی پروردگار را مشاهده کرده اند؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی احادیث معراجیه و بررسی مقایسه‌ای آن با متون مکاشفه‌ای در دیانت زرتشتی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236028.html</link>
      <description>مکاشفه در ادیان مختلف ابراهیمی و غیرابراهیمی و حتی جنبش‌های نوپدید دینی وجود دارد. این پژوهش درصدد است با روش توصیفی و تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که متونی که برآمده از کشف و شهود در دیانت زردشتی هستند با احادیث معراجیه چه ارتباطی دارند؟ در ادیان ابراهیی به‌خصوص اسلام، مباحث پیرامون معراج را می‌توان در مواردی چون دوزخ، دیدار با فرشتگان، بهشت، مناجات با خداوند، عبور از دریاهای نور و ظلمت یا برف و یخ، مشاهده ارواح پیامبران به مشاهده کرد؛ در متون مکاشفه‌ای زرتشتی نیز مضامینی مانند دوزخ، هم‌سخنی ﺑﺎ اﻣﺸﺎﺳﭙﻨﺪان، بهشت، دیدار و صحبت با اهورامزدا، دنیای ارواح آمده است.‬ در متون زرتشتی، مکاشفه و عروج مختص چند نفر است، ولی در اسلام معراج از ویژگی‌های پیامبر است. در بررسی‌های بدست آمده؛ معراج زرتشت در واقع پیشگویی آینده و به‌دست آمدن حقیقت امور بوده و در داستان مکاشفه ارداویراف، مشاهدات ایشان پیرامون بهشت و دوزخ و شرح مجازات بهشتیان و دوزخیان سخن رفته است. طبق آیات و روایات، معراج پیامبر اسلام جسمانی و روحانی بوده ولی در دین زرتشت افرادی که برایشان ادعای عروج به عوالم معنوی شده در عالم خواب و رویا این مسیر را طی کرده‌اند. تعداد معراج پیامبر اسلام در روایات متفاوت و متعدد بیان شده اما در دین زرتشت در مورد افرادی که به این سفر معنوی رفته‌اند تنها به یک سفر اشاره شده است. مفسران و علمای شیعه معتقد به عروج آن حضرت در حالت بیداری می‌باشند. ولی عروج در دین زرتشت از نوع مکاشفه، خواب و رؤیاست.‬‬‬‬‬‬</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی دیدگاه شلایرماخر و جاناتان ادواردز از تأثیر عذاب جهنمیان بر سعادت بهشتیان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236029.html</link>
      <description>این مقاله با هدف بررسی و به چالش کشیدن دیدگاه‌های متقابل جاناتان ادواردز و شلایرماخر در یکی از حوزه های فلسفه دین یعنی رابطه میان ساکنان بهشت و جهنم، نگاشته شده است. ادواردز بر این باور است که آگاهی ساکنان بهشت از عذاب گناهکاران در جهنم نه تنها نشان‌دهنده عدالت الهی است، بلکه موجب افزایش شادی آنان نیز می‌شود. در مقابل، شلایرماخر و دیگر منتقدان، این دیدگاه را با مفاهیمی همچون رحمت الهی، اخلاق انسانی و عدالت متعارف ناسازگار می‌دانند و آن را از منظر روان‌شناختی و اخلاقی نقد می‌کنند. این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و رویکردی انتقادی، استدلال‌های هر دو گروه را بررسی و پیامدهای الهیاتی، اخلاقی و روان‌شناختی این دیدگاه‌ها را تحلیل می‌کند. در این راستا، ضمن ارائه دلایل طرفین، تلاش شده است تا تأثیر این دیدگاه‌ها بر فهم عدالت و رحمت الهی و معنای خوشبختی اخروی روشن شود. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که هر دو دیدگاه در تفسیر عدالت الهی و نحوه ارتباط میان ساکنان بهشت و جهنم دچار محدودیت‌هایی هستند. این مقاله استدلال می‌کند که ادواردز و شلایرماخر، با وجود اختلاف نظر، هر یک در ارائه تصویری جامع از عدالت الهی ناکام مانده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خدا و جهان در الهیات ارتدوکس شرقی: بررسی آموزه تمایز ذات و انرژی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236030.html</link>
      <description>تمایز میان ذات و انرژی‌های الهی یکی از آموزه‌های بنیادین در الهیات ارتدوکس شرقی است که نقش کلیدی در فهم نحوه ارتباط خدا با جهان دارد. این تمایز که ریشه‌های آن را می‌توان در فلسفه یونانی، به‌ویژه در اندیشه ارسطو و نوافلاطونیان، جست‌وجو کرد، ابتدا در الهیات مسیحی توسط پدران کاپادوکیه مطرح شد و در قرون بعد، با آراء گریگوری پالاماس به یکی از ارکان اصلی الهیات ارتدوکس تبدیل گشت. بر اساس این آموزه، ذات الهی فراتر از دسترس مخلوقات است، اما خداوند از طریق انرژی‌های غیرمخلوق خود در جهان حضور دارد و امکان مشارکت انسان در این انرژی‌ها را فراهم می‌سازد. این مقاله ضمن بررسی سیر تحول این مفهوم از فلسفه ارسطویی تا الهیات ارتدوکس شرقی، پیامدهای آن را در زمینه‌های فیض، نجات‌شناسی و عرفان تحلیل کرده و تفاوت آن را با الهیات غربی نشان می‌دهد. در این راستا، تأثیر این آموزه بر درک حضور الهی، ساختار کلیسایی و تجربه دینی در مسیحیت شرقی نیز بررسی شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آموزه تمایز ذات و انرژی نه‌تنها تفاوت‌های بنیادین الهیات شرقی و غربی را تبیین می‌کند، بلکه چارچوبی تازه برای فهم فیض، نجات‌شناسی و تجربه عرفانی ارائه می‌دهد و افق‌هایی برای مقایسه تطبیقی با تمایز ذات و تجلیات الهی در عرفان اسلامی می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نقش دین در پدیداری مدرنیته</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236031.html</link>
      <description>گذار انسان از جهان سنتی قرون وسطا به دوره‌ی مدرن و چگونگی و علل و عوامل این رویداد تاثیرگذار در تاریخ امروز بشریت، از دغدغه‌های مهم اندیشمندان و پژوهشگران بسیاری است که در این پژوهش نیز، بررسی و واکاوی نقش دین در پدیداری مدرنیته، دغدغه‌ی اصلی نگارنده بوده و با بررسی نظریات و دیدگاه‌های صاحب‌نظران و همچنین سیر تاریخ و دگرگونی آن از جهان سنتی به دنیای مدرن، در پی یافتن رگه‌ها و ریشه‌های دین در شالوده‌ی مدرنیته می‌باشد. ازاین‌رو در پژوهشی توصیفی-اکتشافی با استفاده از داده‌های اسنادی و کتابخانه‌ای نقش دین در پدیداری مدرنیته مورد واکاوی قرار گرفت و مشاهده گردید که مهم‌ترین شاخصه‌ها و مولفه‌های مدرنیته از جمله 1. عقلانیت و خردورزی، 2. انسان‌گرایی و فردگرایی و 3. سکولاریسم و جدایی دین از سیاست، ریشه در آموزه‌های آیین مسیحیت داشته و پیوند غیرقابل انکاری میان آنها با آموزه‌های این دین برقرار است. نتیجه این که مدرنیته و مولفه‌های شاخص آن، ریشه در دین (مسیحیت) دارد و مدرنیته، نه مفهومی ضد دین، بلکه نگرشی دیگرگون به مقوله‌ی دین است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انسان‌شناسی دینی در یوهانس اسکاتوس اریوگنا</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236122.html</link>
      <description>انسان شناسی یوهانس اسکاتوس اریوگنا، محقق مبرز رنسانس کارولنژی برگرفته از تلفیق مبتکرانۀ آراء فلسفی پدران نوافلاطونی لاتین و یونانی است که بر بنیاد تآویل او از روایات پیدایش تورات مرتب شده است. Imago Dei یا انسان در شاکله الوهی نزد اریوگنا مرتبۀ محیط و اعلای انسان یعنی روح است که وی آن را حکمت مخلوق و طبیعت انسان می‌نامد. اریوگنا انسان درونی را مرادف با طبیعت انسان قلمداد می‌کند که نُمایندۀ عالم علمی خداوند است. وی بر خلاف الهیات لاتین، با فرض این که انسان بیرونی هنوز به مقام تصویر الهی خود نائل نشده تاریخ متافیزیک آفرینش را پیش و پس می‌کند و بهره‌مندی انسان از این طبیعت را امری پسینی و در گروی دیالکتیک عقلی و سلوک ایمانی او ترسیم می‌کند. یافتۀ منحصر به این پژوهش، روشن کردن تفرد انسان در نظر اریوگناست که در آراء اریوگنا پژوهان مغفول مانده است. اریوگنا خلقت مادی انسان بر گونۀ حیوان را نه بر حسب ضرورت سقوط که بنا بر اصل فیضان و صدور ترسیم می‌کند و جسمانیت و حیوانیت تقدیری انسان را در تنافی با شاکله الوهی او نمی‌بیند. بسیاری از محققین آثار اریوگنا به اشتباه، حیوانیت را به وضعیت هابط انسان مرتبط دانسته‌ و از انسانِ عقلی در گونۀ حیوان غفلت ورزیده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مسئلۀ شر و نقد مانویت در پرتو فرشته‌شناسی آگوستین</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_241697.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی نقش آموزۀ فرشتگان در دستگاه الاهیاتی آگوستین می‌پردازد و نشان می‌دهد که این آموزه در جدال او با مانویت جایگاهی بنیادین داشته است. برخلاف جهان‌بینی مانوی که بر ثنویت ازلی نور و ظلمت استوار بود و شر را واقعیتی مستقل تلقی می‌کرد، آگوستین با تفسیر خلقت و سرگذشت فرشتگان کوشید پاسخی یکپارچه به مسئلۀ شر عرضه کند. در این چارچوب، آفرینش فرشتگان نشانه‌ای از نیکویی آغازین خلقت، سقوط آنان مصداقی از کارکرد ارادۀ آزاد، و وفاداری‌شان بنیان شهر خدا به‌شمار می‌رود. این سه سطح در کنار یکدیگر نشان می‌دهند که شر نه جوهری ازلی، بلکه فقدان خیر ناشی از انتخاب آزاد مخلوق است. بدین‌ترتیب، آموزۀ فرشتگان برای آگوستین تنها مسئله‌ای کیهان‌شناختی نبود، بلکه ابزاری استراتژیک برای نفی دو اصل مانوی و دفاع از وحدت خالق و نیکویی خلقت محسوب می‌شد. روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر تحلیل تاریخی ـ کلامی و گردآوری اطلاعات به‌شیوۀ کتابخانه‌ای از منابع اصیل آگوستین و پژوهش‌های معاصر است. این مطالعه با تمرکز بر پیوند میان خلقت، سقوط و وفاداری فرشتگان، سهم بی‌بدیل آنان را در تبیین مسئلۀ شر و شکل‌گیری الاهیات ضد مانوی آگوستین آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
