<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های ادیانی</title>
    <link>https://adyan.urd.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های ادیانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>گیتی و جایگاه هستی‌شناسانة انسان در جهان‌بینی دینی و اساطیری ایرانیان و یونانیان باستان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251558.html</link>
      <description>ماهیت هستی، خالق گیتی و جایگاه آدمی در آن در نزد تمامی تمدن‌‌ها مشابه نبوده و گاه تفاوت‌های اساسی نسبت به این مفاهیم در ادیان و باورهای مختلف وجود دارد. بررسی نگرش ایرانیان و یونانیان باستان به عنوان دو تمدن کهن و متأثر از یکدیگر به جهان هستی، جایگاه و موقعیت انسان در زندگی مادی(گیتی) و مطالعة تفاوت‌ها و تشابهات موجود در اندیشة اساطیری و دینی تمدن‌های مزبور از مسائل مهمی است که در این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با واکاوی منابع مهم ایرانی و یونانی، از طریق مطالعات کتابخانه‌ای قصد پاسخگویی بدان را داریم. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که، اگرچه در برخی روایات، تصورات مشابهی درباره ماهیت گیتی و زمین مشاهده می‌شود، در مباحثی همچون وجود آفریدگار، کران‌مندی یا نامتناهی‌بودن گیتی، حادث یا قدیم‌بودن آن، و نیز جایگاه و سرنوشت انسان، تفاوت‌های بنیادینی میان این دو جهان‌بینی وجود دارد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که جهان‌بینی ایرانی، به‌ویژه در چارچوب باورهای مزدیسنی، از انسجام و غایت‌مندی بیشتری برخوردار است؛ به‌گونه‌ای که در آن، گیتی در پیوند و هم‌ترازی با عالم مینوی قرار دارد و انسان، به‌مثابه &amp;amp;laquo;عالم صغیر&amp;amp;raquo;، جزئی مؤثر و معنادار از کلیت هستی، یعنی &amp;amp;laquo;عالم کبیر&amp;amp;raquo;، تلقی می‌شود. در مقابل، جهان‌بینی یونانی، به‌سبب تنوع و گاه تعارض آرای اساطیری و فلسفی از عصر هومری تا دوره فلاسفه، فاقد تصویری واحد و منسجم از مبدأ، غایت و جایگاه انسان در هستی است؛ ازاین‌رو، انسان در این نگرش، عمدتاً نقشی تعیین‌کننده در تبیین پیدایش و ساختار گیتی ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مسئلۀ شر و نقد مانویت در پرتو فرشته‌شناسی آگوستین</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_241697.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی نقش آموزۀ فرشتگان در دستگاه الاهیاتی آگوستین می‌پردازد و نشان می‌دهد که این آموزه در جدال او با مانویت جایگاهی بنیادین داشته است. برخلاف جهان‌بینی مانوی که بر ثنویت ازلی نور و ظلمت استوار بود و شر را واقعیتی مستقل تلقی می‌کرد، آگوستین با تفسیر خلقت و سرگذشت فرشتگان کوشید پاسخی یکپارچه به مسئلۀ شر عرضه کند. در این چارچوب، آفرینش فرشتگان نشانه‌ای از نیکویی آغازین خلقت، سقوط آنان مصداقی از کارکرد ارادۀ آزاد، و وفاداری‌شان بنیان شهر خدا به‌شمار می‌رود. این سه سطح در کنار یکدیگر نشان می‌دهند که شر نه جوهری ازلی، بلکه فقدان خیر ناشی از انتخاب آزاد مخلوق است. بدین‌ترتیب، آموزۀ فرشتگان برای آگوستین تنها مسئله‌ای کیهان‌شناختی نبود، بلکه ابزاری استراتژیک برای نفی دو اصل مانوی و دفاع از وحدت خالق و نیکویی خلقت محسوب می‌شد. روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر تحلیل تاریخی ـ کلامی و گردآوری اطلاعات به‌شیوۀ کتابخانه‌ای از منابع اصیل آگوستین و پژوهش‌های معاصر است. این مطالعه با تمرکز بر پیوند میان خلقت، سقوط و وفاداری فرشتگان، سهم بی‌بدیل آنان را در تبیین مسئلۀ شر و شکل‌گیری الاهیات ضد مانوی آگوستین آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اولوهیت آتش در دین زردشتی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236027.html</link>
      <description>دیانت زردشتی که دینِ باستانیِ اقوامِ ایرانی است، علاوه بر توجه به شریعت و تأکید بر مناسک، از ساحتی اشراقی و باطنی نیز برخوردار است. بهدینان، نامی است که پیروان این دین بر خود نهاده‌اند؛ بر طبق سنت و آموزه‌هایشان که آن را منبعث از پیام‌آورشان می‌دانند، خویشتن را ملزم به اجرای آداب دینی و آیینی، به‌ویژه آداب نیایشی می‌دانند که انجام آن به‌صورت فُرادی و جمعی در برابر منبعی نَیِّر، برگزار می‌شود و آن توجه به این کانونِ نوری است که در زمین آتش را به‌عنوان نماینده و قبله آن برگزیده‌اند. انگیزه توجه و تأکید زردشتیان به‌ویژه در هنگام نیایش به‌سوی فروغِ آتش، هدف اصلی این پژوهش است. پرسش اصلی این نوشتار این است که آیا زردشتیان را می‌بایست آتش‌پرستان نامید، یا اینکه آنان، در کانون‌های نور به‌ویژه آتشِ مُطهَّر، شراره‌هایی از جلوه‌های الوهی پروردگار را مشاهده کرده‌اند؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>تکوین مانویت از ایران تا چین رهیافتی به برخی مؤلفه&amp;rlm; &amp;rlm;های دینی مانویت چینی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236020.html</link>
      <description>مانویت که در سده سوم میلادی و در دوران دومین شاهنشاه ساسانی در بابِل بنیان گذاشته شد و اندکی بعد در آسیای مرکزی استقرار یافت، پس از ظهور امپراتوری مغول در قرن سیزدهم میلادی و سیطره آن بر این منطقه به فوجیان در جنوب شرقی چین پناه جست. در چند دهه اخیر، بقایای این مانویان مهاجر کشف شد که جلوه‌های متفاوتی از آن مانویتی را نشان داد که در ایران و آسیای مرکزی رایج بود. جستار حاضر قصد دارد نشان دهد سیر تحول مانویت از ایران تا چین به چه صورت بوده و بعد از ورود به چین، مانویتی که اغلب دینی بیگانه محسوب می&amp;amp;rlm;شد، چگونه در فوجیان و در دوره‌های دشوار تفتیش عقاید، با جذب عناصر متنوعی از آیین‌های بودایی و دائویی، خود را در بطن مذهب مردم چین حفظ کرد تا بتواند به بقا و گسترش خود در چین ادامه دهد. این مقاله به شباهت‌ها و تفاوت‌های موجود میان خدایان موجود در مانی بودای روشنی و دیگر منابع مانوی نیز می‌پردازد. اینکه مانویت قادر بود پس از سقوط دودمان تانگ به طور مستقل در جنوب چین به زیست خود ادامه دهد؛ گواه خوبی بر انعطاف&amp;amp;rlm;پذیری و مهارت پیروان آن در نگاه داشتن این دین در پرده‌ای از حرمت و مشروعیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی احادیث معراجیه و بررسی مقایسه‌ای آن با متون مکاشفه‌ای در دیانت زرتشتی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236028.html</link>
      <description>مکاشفه در ادیان مختلف ابراهیمی و غیرابراهیمی و حتی جنبش‌های نوپدید دینی وجود دارد. این پژوهش درصدد است با روش توصیفی و تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که متونی که برآمده از کشف و شهود در دیانت زردشتی هستند با احادیث معراجیه چه ارتباطی دارند. در ادیان ابراهیی به‌خصوص اسلام، مباحث پیرامون معراج را می‌توان در مواردی چون دوزخ، دیدار با فرشتگان، بهشت، مناجات با خداوند، عبور از دریاهای نور و ظلمت یا برف و یخ، مشاهده ارواح پیامبران مشاهده کرد؛ در متون مکاشفه‌ای زرتشتی نیز مضامینی مانند دوزخ، هم&amp;amp;shy;سخنی ﺑﺎ اﻣﺸﺎﺳﭙﻨﺪان، بهشت، دیدار و صحبت با اهورامزدا، دنیای ارواح آمده است. در متون زرتشتی، مکاشفه و عروج مختص چند نفر است، ولی در اسلام، معراج از ویژگی&amp;amp;shy;های پیامبر است. در بررسی‌های بدست آمده، معراج زرتشت در واقع پیشگویی آینده و به&amp;amp;shy;دست آمدن حقیقت امور بوده و در داستان مکاشفه ارداویراف، مشاهدات ایشان پیرامون بهشت و دوزخ و شرح مجازات بهشتیان و دوزخیان سخن رفته است. طبق آیات و روایات، معراج پیامبر اسلام جسمانی و روحانی بوده ولی در دین زرتشت افرادی که برایشان ادعای عروج به عوالم معنوی شده در عالم خواب و رویا این مسیر را طی کرده‌اند. تعداد معراج پیامبر اسلام در روایات متفاوت و متعدد بیان شده اما در دین زرتشت در مورد افرادی که به این سفر معنوی رفته‌اند تنها به یک سفر اشاره شده است. مفسران و علمای شیعه معتقد به عروج آن حضرت در حالت بیداری می‌باشند. ولی عروج در دین زرتشت از نوع مکاشفه، خواب و رؤیاست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خدا و جهان در الهیات ارتدوکس شرقی: بررسی آموزه تمایز ذات و انرژی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236030.html</link>
      <description>تمایز میان ذات و انرژی‌های الهی یکی از آموزه‌های بنیادین در الهیات ارتدوکس شرقی است که نقش کلیدی در فهم نحوه ارتباط خدا با جهان دارد. این تمایز که ریشه‌های آن را می‌توان در فلسفه یونانی، به‌ویژه در اندیشه ارسطو و نوافلاطونیان، جست‌وجو کرد، ابتدا در الهیات مسیحی توسط پدران کاپادوکیه مطرح شد و در قرون بعد، با آراء گریگوری پالاماس به یکی از ارکان اصلی الهیات ارتدوکس تبدیل گشت. بر اساس این آموزه، ذات الهی فراتر از دسترس مخلوقات است، اما خداوند از طریق انرژی‌های غیرمخلوق خود در جهان حضور دارد و امکان مشارکت انسان در این انرژی‌ها را فراهم می‌سازد. این مقاله ضمن بررسی سیر تحول این مفهوم از فلسفه ارسطویی تا الهیات ارتدوکس شرقی، پیامدهای آن را در زمینه‌های فیض، نجات‌شناسی و عرفان تحلیل کرده و تفاوت آن را با الهیات غربی نشان می‌دهد. در این راستا، تأثیر این آموزه بر درک حضور الهی، ساختار کلیسایی و تجربه دینی در مسیحیت شرقی نیز بررسی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد مفهوم انرژی در گذار از فلسفه یونانی به الهیات ارتدوکس، از معنای فعلیت و فعالیت به مبنایی برای تبیین حضور خدا و مشارکت انسان تحول یافته و بدین‌سان، معرفت سلبی، فیض غیرمخلوق و خدایی‌شدن را در ساختاری واحد پیوند داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تربیت دینی برای بازتعریف هویت ارتباطی کلیسا با جامعه: بررسی بیانیه‌ی "آموزش حیاتی"</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236026.html</link>
      <description>تربیت دینی همواره یکی از ارکان اصلی کلیسای کاتولیک بوده و ریشه در فرمان تاریخی عیسی مسیح دارد: &amp;amp;laquo;برو و تعلیم بده&amp;amp;raquo; (متی 28: 18-20). بر همین اساس است که از بدو پیدایش مسیحیت، آموزش دینی وظیفه‌ی ذاتی کلیسا تلقی شده و در طول تاریخ، شکل‌ها و محتوای متنوعی به خود گرفته است.این پژوهش با رویکردی تاریخی-انتقادی به بررسی تحولات تربیت دینی در کلیسای کاتولیک می‌پردازد. هدف اصلی این پژوهش، آشکارسازی ماهیت دوگانه تربیت دینی است: از یک سو، تربیت دینی ابزاری‌ست برای انتقال آموزه‌های دینی و حفظ هویت مذهبی کلیسا؛ و از سوی دیگر، عاملی‌ست برای بازتعریف هویت ارتباطی و تعاملی خود با جامعه.با مطالعه‌ی اجمالی تاریخ تربیت دینی و نیز با تمرکز بر بیانیه مهم &amp;amp;laquo;آموزش حیاتی&amp;amp;raquo;، این پژوهش نشان می‌دهد که چگونه کلیسا در طول تاریخ تلاش کرده است تا تعادل میان این دو هدف را برقرار کند. از سوی دیگر، این پژوهش به بررسی چالش‌هایی می‌پردازد که کلیسای کاتولیک در دنیای امروز در زمینه تربیت دینی با آن مواجه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انسان‌شناسی دینی در یوهانس اسکاتوس اریوگنا</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236122.html</link>
      <description>انسان شناسی یوهانس اسکاتوس اریوگنا، محقق مبرز رنسانس کارولنژی برگرفته از تلفیق مبتکرانۀ آراء فلسفی پدران نوافلاطونی لاتین و یونانی است که بر بنیاد تآویل او از روایات پیدایش تورات مرتب شده است. Imago Dei یا انسان در شاکله الوهی نزد اریوگنا مرتبۀ محیط و اعلای انسان یعنی روح است که وی آن را حکمت مخلوق و طبیعت انسان می‌نامد. اریوگنا انسان درونی را مرادف با طبیعت انسان قلمداد می‌کند که نُمایندۀ عالم علمی خداوند است. وی بر خلاف الهیات لاتین، با فرض این که انسان بیرونی هنوز به مقام تصویر الهی خود نائل نشده تاریخ متافیزیک آفرینش را پیش و پس می‌کند و بهره‌مندی انسان از این طبیعت را امری پسینی و در گروی دیالکتیک عقلی و سلوک ایمانی او ترسیم می‌کند. یافتۀ منحصر به این پژوهش، روشن کردن تفرد انسان در نظر اریوگناست که در آراء اریوگنا پژوهان مغفول مانده است. اریوگنا خلقت مادی انسان بر گونۀ حیوان را نه بر حسب ضرورت سقوط که بنا بر اصل فیضان و صدور ترسیم می‌کند و جسمانیت و حیوانیت تقدیری انسان را در تنافی با شاکله الوهی او نمی‌بیند. بسیاری از محققین آثار اریوگنا به اشتباه، حیوانیت را به وضعیت هابط انسان مرتبط دانسته‌ و از انسانِ عقلی در گونۀ حیوان غفلت ورزیده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی دیدگاه شلایرماخر و جاناتان ادواردز از تأثیر عذاب جهنمیان بر سعادت بهشتیان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236029.html</link>
      <description>این مقاله با هدف بررسی و به چالش کشیدن دیدگاه‌های متقابل جاناتان ادواردز و شلایرماخر در یکی از حوزه های فلسفه دین یعنی رابطه میان ساکنان بهشت و جهنم، نگاشته شده است. ادواردز بر این باور است که آگاهی ساکنان بهشت از عذاب گناهکاران در جهنم نه تنها نشان‌دهنده عدالت الهی است، بلکه موجب افزایش شادی آنان نیز می‌شود. در مقابل، شلایرماخر و دیگر منتقدان، این دیدگاه را با مفاهیمی همچون رحمت الهی، اخلاق انسانی و عدالت متعارف ناسازگار می‌دانند و آن را از منظر روان‌شناختی و اخلاقی نقد می‌کنند. این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و رویکردی انتقادی، استدلال‌های هر دو گروه را بررسی و پیامدهای الهیاتی، اخلاقی و روان‌شناختی این دیدگاه‌ها را تحلیل می‌کند. در این راستا، ضمن ارائه دلایل طرفین، تلاش شده است تا تأثیر این دیدگاه‌ها بر فهم عدالت و رحمت الهی و معنای خوشبختی اخروی روشن شود. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که هر دو دیدگاه در تفسیر عدالت الهی و نحوه ارتباط میان ساکنان بهشت و جهنم دچار محدودیت‌هایی هستند. این مقاله استدلال می‌کند که ادواردز و شلایرماخر، با وجود اختلاف نظر، هر یک در ارائه تصویری جامع از عدالت الهی ناکام مانده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحلیلی مرحله &amp;laquo;توریه&amp;raquo; به عنوان معرفت شهودی از دیدگاه شنکره</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251557.html</link>
      <description>در آیین هندو معرفت نفس یکی از اصلی ترین راه های شناخت خداوند است. در میان اندیشمندان هندو، شنکره، متفکر و عارف بزرگ آیین ودانته، در نظام عرفانی خویش بر تفاوت میان معرفت مستقیم و بی واسطه و معرفت تجربی و با واسطه تاکید دارد. و معرفت حقیقی را همان دریافت بی واسطه می داند که با رسیدن نفس به مرحله توریه یا معرفت شهودی جوشیده از درون، حاصل می شود. این پژوهش با رویکرد توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی بر محور پاسخ به دو پرسش اساسی استوار است: نخست آنکه از دیدگاه شنکره ماهیت حالاتی که نفس برای رسیدن به معرفت یقینی طی می کند چیست و تمایز آن ها با یکدیگر کدام است؟ دوم ویژگی های مرحله توریه چیست و آیا این حالات نفس صرفا سیری معرفت شناختی است یا تغییر هستی شناختی نیز اتفاق می افتد؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که شنکره با تمایز نهادن میان جیوه روح فردی و آتمن به عنوان روح کلی، معتقد است نفس برای رسیدن به معرفت یقینی باید سه حالت آگاهی که عبارتند از بیداری، رؤیا و خواب عمیق را از سر بگذراند و به مرحله توریه، که مهمترین مرحله و غایت تمامی مراحل است دست یابد. در این مرحله این همانی میان &amp;amp;laquo;آتمن و برهمن&amp;amp;raquo; به عنوان غایت نهایی معرفت، نمایان می گردد. همچنین با تحلیل آثار شنکره می توان گفت این فرآیند در واقع حالات آگاهی نفس هستند اما با توجه به شرح شنکره بر برخی اوپنیشدها، می توان از این حالات برداشت های هستی شناسی داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبارشناسی نهاد حاخامی؛ تبدّل و گذار به دولت مدرن</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251556.html</link>
      <description>نهادهای مذهبی همانند نهادهای سیاسی، دارای ساختار، سازماندهی، رهبری، دیده بانی و مرزبانی هستند. دفاع از آموزه های دینی، نیازمند طبقه ای از روحانیان است که با ترک علائق دنیوی، به أمور دینی خود و پیروان شان بپردازند. در یهودیت، تقریبا همه موارد فوق بر عهده روحانیان یهودی (حاخام ها) قرار داردداشته است.نهادهای مذهبی همانند نهادهای سیاسی، دارای ساختار، سازماندهی، رهبری، دیده‌بانی و مرزبانی هستند. دفاع از آموزه‌های دین و نشر و پخش اندیشه‌های دینی، نیازمند طبقه‌ای از روحانیان است که با ترک علائق دنیوی، به أمور دینی خود و پیروان‌شان بپردازند. زبان خاص دین، فهم لایه‌ها و بطون متون دینی، استخراج الزامات شرعی و بایدها و نبایدهای شرعی، اداره امور مؤمنان و پاسخ به نیازهای روزمره، به این گروه شأن و اعتبار ویژه‌ای در میان جامعه می‌بخشد. تقریباً همه ادیان و ایدئولوژی‌ها چنین سازوکاری را تجربه کرده و برای تحقق اهداف‌شان سازمان و رهبری و طبقه خاصی را به‌عنوان شارحان انحصاری دین/ایدئولوژی تولید کرده‌اند. در یهودیت، تقریباً همه موارد فوق بر عهده روحانیان یهودی (حاخام ها) قرار داشته است.مسئله مقاله حاضر بررسی علل دوام و قوام نظام حاخامی و سازوکارهای حاکم بر آن در طول قرون گذشته تا زمان حاضر است. هدف شناخت این سازوکار و چگونگی ایفای وظایف دینی (حفظ تورات و تلاش برای عمل به آن در جوامع مختلف) میان اقلیت یهودی است. پرسش اصلی مقاله آن است که با توجه به این که رهبران دینی و روحانیان، وظیفه حراست از دین و مرزبانی آن را برعهده دارند، این مهم در مورد اقلیت یهودیان در کشاکش روزگار چگونه رخ داده و این انسجام درون دینی که تا مرز تصلب پیش رفته، چگونه توانسته هویت جامعه یهودی را حفظ کند. . تحقق و اجرای این مسئولیت اگرچه در سالیان پیش از تأسیس اسرائیل چندان نیازمند ساختاری نبود و بیشتر بر قبول و اقبال دوطرف (جامعه و حاخام) شکل می‌گرفت اما در پی تاسیس دولت یهودی، این مهم نیز شکل و شمایل متفاوت و کارکردی ساختارمند یافت. بررسی این تغییر و تبدل و سازوکار به ساختار در این پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. فرضیه مقاله حاضر آن است که این ساختار و سازوکار حاخامی در طول قرون گذشته حافظ هویت یهودی بوده و با تحقق دولت یهودی، ضمن بازسازی و توجه به ساختارها و نهادهای جدید، توانسته با تکیه بر ابزارهای خویش، ماهیت یهودی دولت را حفظ کند و توسعه ببخشد. روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل توصیفی و مبتنی بر مطالعات طولی تاریخی است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که علی‌رغم تحمل سختی‌ها و مرارت‌های بسیار در جوامع مختلف، نظام حاخامی توانسته به مسئولیت خویش در کنترل جامعه دینی یهودی در طول سده‌های گذشته عمل کند. نیز در پی برآمدن دولت یهودی ضمن تقویت هویت دینی و تحکیم انسجام پیروان، به تقویت و توسعه سازوکارهای حاخامی بپردازد و نهادهای جدید با هدف کنترل یهودیت نظام برپا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نقش دین در پدیداری مدرنیته</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_236031.html</link>
      <description>گذار انسان از جهان سنتی قرون وسطا به دوره‌ی مدرن و چگونگی و علل و عوامل این رویداد تاثیرگذار در تاریخ امروز بشریت، از دغدغه‌های مهم اندیشمندان و پژوهشگران بسیاری است که در این پژوهش نیز، بررسی و واکاوی نقش دین در پدیداری مدرنیته، دغدغه‌ی اصلی نگارنده بوده و با بررسی نظریات و دیدگاه‌های صاحب‌نظران و همچنین سیر تاریخ و دگرگونی آن از جهان سنتی به دنیای مدرن، در پی یافتن رگه‌ها و ریشه‌های دین در شالوده‌ی مدرنیته می‌باشد. ازاین‌رو در پژوهشی توصیفی-اکتشافی با استفاده از داده‌های اسنادی و کتابخانه‌ای نقش دین در پدیداری مدرنیته مورد واکاوی قرار گرفت و مشاهده گردید که مهم‌ترین شاخصه‌ها و مولفه‌های مدرنیته از جمله 1. عقلانیت و خردورزی، 2. انسان‌گرایی و فردگرایی و 3. سکولاریسم و جدایی دین از سیاست، ریشه در آموزه‌های آیین مسیحیت داشته و پیوند غیرقابل انکاری میان آنها با آموزه‌های این دین برقرار است. نتیجه این که مدرنیته و مولفه‌های شاخص آن، ریشه در دین (مسیحیت) دارد و مدرنیته، نه مفهومی ضد دین، بلکه نگرشی دیگرگون به مقوله‌ی دین است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روایت آفرینش زن در بندهشن و بررسی پیامدهای آن برای زنان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251681.html</link>
      <description>اسطوره و دین از کهن‌ترین پدیده‌های حیات بشری‌اند که با کاویدن آن‌ها می‌توان به سرآغاز و سپیده‌دم زایش و پیدایش بسیاری از نگره‌ها و انگاره‌ها در باب زندگی انسانی راه یافت. این پژوهش در صدد است تا نشان دهد که وضعیت زن در متن سنت دین زرتشتی مستقیم و غیرمستقیم بازتابی از جایگاه او در روایت اسطوره‌ای آفرینش آن دین است. وضعیتی که در روایت آفرینش برای زن تعریف شده سرنوشت و کیفیت زندگی او را در آن سنت دینی مشخص می‌کند. بندهشن مهم‌ترین متن پهلوی از نظر روایت اسطوره آفرینش، زن را در قلمرو اهریمن و تحت سیطره جه‌دیو مادینه دختر اهریمن قرار می-دهد. موبدان زرتشتی دوره ساسانی بی‌هیچ تردیدی با این اسطوره آشنا بوده و با لحاظ کردن این ذهنیت به وضع احکام و قوانین برای زنان ‌پرداخته‌اند. احکام ازدواج، خانواده و نیز کیفیت‌ها و حالات خاص زنانه نظیر دشتان و زایش همه با توجه به جایگاه زن در فرایند آفرینش تنظیم ‌شده است. به‌عبارت دیگر، این روایت آفرینش است که شکل دهنده کیفیت خاص زندگی زنان زرتشتی در دوره ساسانی است. کوششی صورت گرفته است تا از راه بررسی روایت اسطوره‌ای آفرینش زن در بندهشن‌ و نیز دیگر متون پهلوی، نمادها و احکام مربوط به زنان در حوزه خانواده و ازدواج استخراج و ضمن تحلیل و نقد با  کنار هم نهادن آنها، تصویری روشن و مستند از زنِ ایرانی روزگار ساسانی ارائه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش‌های تبلیغی بنیان‌گذار بهاییت در میان زرتشتیان: تحلیلی بر استفاده از نمادها و مضامین زرتشتی در الواحِ یاران پارسی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251682.html</link>
      <description>گرچه بهاییت در بستر شیعی شکل گرفت اما مخالفت شدید علمای شیعه و مردم ایران با آیین بهاییت باعث شد این آیین برای گسترش خود، به ادیان دیگر و سایر اقوام و ملت‌ها روی آورد. بهاییان در جذب مسیحیان به بهاییت چندان موفقیتی کسب نکردند، اما زرتشتیان و یهودیان، برخلاف تصور مبلغان بهاییت، و بدون تلاش آنها در این زمینه، در کمال شگفتی بهاییان، صرفاً در اثر مراوده با آنها، به بهاییت گرویدند. میرزا حسین‌علی نوری، معروف به بهاءالله، بنیان‌گذار بهاییت، تا حدی به دین ایرانی زرتشت توجه کرد. از دوره سید علی‌محمد باب یک نفر زرتشتی به آیین باب گرایش پیدا کرده بود، ولی گرویدن به این آیین در دوره حسین‌علی نوری شدت بیشتری پیدا کرد. زرتشتیان بهایی‌شده بهاییت را دینی ایرانی به شمار می‌آوردند و اشتراکاتی میان دین زرتشت و بهاییت می‌دیدند. این اشتراکات انگیزه می‌شد که برخی از آنها به بهاییت بگروند. حسین‌علی نوری از این تصور به‌خوبی بهره‌برداری کرد و در نامه‌هایی که به زرتشتیان نوشت، و بعدها &amp;amp;laquo;الواح یاران پارسی&amp;amp;raquo; نام گرفت، ایشان را با استفاده از نمادها و مضامین زرتشتی به بهاییت دعوت کرد. مهم‌ترین این نمادها و مضامین زرتشتی عبارت‌اند از: موعود زرتشتی، تجلیل از آتش، تبار ایرانی، پارسی‌نویسی سره. در مقاله حاضر مجموعه این نامه‌ها و شیوه بنیان‌گذار بهاییت در دعوت زرتشتیان به بهاییت بررسی، و نمادهای زرتشتیِ آن تحلیل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد نقد فرم در هرمنوتیک بولتمان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251683.html</link>
      <description>در دوره‌ی مدرن، محتوای اناجیل مورد تردید قرار گرفت. کشفیات باستان شناسی و علمی جدید تمام ادعاها و داستان‌های اناجیل را مورد تردید قرار داد. رودلف بولتمان که نه تنها دغدغه‌ی انسان مدرن و مواجهه‌ی او با متن مقدس را داشت بلکه، متخصص عهد جدید هم بود این نکته را مطرح کرد که آنچه می‌توان  تنها درباره‌ی صحت تاریخی اناجیل بدان استناد کرد این است که عیسی متولد شد، رنج کشید و بر صلیب جان داد. از نظر بولتمان اناجیل حاوی الگوهای ادبی‌ای هستند که بدون توجه به آن‌ها نمی‌توان تفسیر دقیقی از اناجیل ارائه داد. او برای تفسیر این الگوها از نقد فرم استفاده کرد. نقد فرم در پی شناسایی الگوهایی است که به دلیل تأثیر سنت شفاهی در شکل گیری اناجیل نقش داشته‌اند. این الگوها منعکس کننده‌ی تغییرات حیات مسیحی اولیه هستند که به اقتضای موقعیت نقل شده‌اند. بولتمان معتقد بود که با نقد فرم می‌تواند شرایط تاریخی‌ای را که در شکل گیری اناجیل نقش داشته‌اند درک کند و معنای عمیق تر متن را آشکار سازد. این مقاله در پی آن است تا به روش توصیفی-تحلیلی با تأکید بر اهمیت نقش داستان و تمثیل در تفسیر اناجیل به بررسی نقد فرم و کارکرد آن در هرمنوتیک بولتمان بپردازد و بر این نکته تأکید می‌کند که داستان‌های اناجیل شواهد تاریخی نیستند بلکه روشی هستند که عیسی از طریق آن‌ها تعالیم خود را بیان می‌کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>باور به ارواح مردگان در ادیان بومی زیمبابوه</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251684.html</link>
      <description>باور به ارواح مردگان در سنت و دین های  افریقایی  منجر به نظام های اعتقادی خاصی شده است که شاید آنرا نیاپرستی یا در برخی جوانب، نوعی جان انگاری تلقی کرد. اگر این تلقی درست باشد که پیش فرض این تحقیق همین است، باید دید جایگاه و نقش این باور در زندگی فرد و اجتماعی  چیست . پژوهش نشان داده است که  هرگونه اعتقاد و باور به نقش و جایگاه ارواح به نوع درک و فهم از خدا منتهی می شود، بنابراین در بخش مبانی نظری به بررسی و گونه شناسی تحلیل ارواح و رابطه آن با خداباوری  پرداخته شد. پیش فرض دیگر این تحقیق این است که بین نوع باور به ارواح (مردگان ) و نوع خداشناسی  ارتباط برقرار است.  در اینکه کدامیک از ایندو متغیر مستقل و کدامیک متغیر وابسته است، تحقیقات گذشته مبانی و نتایج مختلفی بدست داده اند.  این تحقیق که با روش مطالعات کتابخانه ای توصیفی به این نتیجه منتهی شده است که نقش ارواح مردگان در آیین یا دین بومی شونایی در زیمبابوه  به معنای این انگاره نیست که ارواح مردگان همان خدایان هستند. نقش واسطه گری و وسیله بودن برای رفع نیاز های فردی و اجتماعی برای آنها در میان قوم شونا بیشتر برجسته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تطبیقی سنت الهی در قرآن با لوگوس در الهیات مسیحی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251685.html</link>
      <description>این پژوهش مقایسه‌ای تطبیقی بین سنت در قرآن و لوگوس در الهیات مسیحی است. داده‌های پژوهش اثبات می‌کند که لوگوس دارای معانی متعددی است و در یک کاربرد به معنای اراده حاکم بر جهان یا عقل الهی یا خردی است که همه‌چیز را اراده و تدبیر می‌کند. سنت الهی (سنة الله) نیز در قرآن بارها به معنی قانون بدون تبدیل و تغییر الهی آمده است که در نظام هستی جاری و ساری است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که سنت الهی و لوگوس به حقیقتی تکوینی اشاره دارند که در یک معنا بر یکدیگر منطبق‌اند و دارای مراتب بوده و از حاکمیت یک اراده‌ی واحد بر جهان حکایت می‌کنند. در این پژوهش از روش توصیفی ـ تحلیلی استفاده شده است. 
بحث‌های مقایسه‌ای بین آموزه‌های ادیانی می‌تواند به چند نکته مفید بیانجامد. زیرا اولاً: از این طریق حس حقیقت‌جویی آدمی اشباع می‌گردد و فرد جستجوگر به حقایق هر دین آن‌گونه که عالمان آن دین بیان نموده‌اند، پی می‌برد. و این از پیش‌داوری‌هایی که در بسیار موارد خلاف انصاف است، مانع می‌شود. و ثانیاً: از آن‌جاکه اساس ادیان به پیامبران الهی می‌رسد که همه از کانونی واحد بیان حقایق می‌کنند، ازاین‌رو، همه آن‌ها از تکوین و حقیقت ثبوتی در اندازه طور وجودی خویش خبر می‌هند و البته آگاهی از این هم‌رأیی به هم‌گرایی وحدت دل‌ها می‌انجامد. و ثالثاً: بحث سنت الهی و لوگوس، به‌گونه‌ی ویژه، در این اسلام و مسیحیت، از پایه‌ای‌ترین آموزه‌های هر دو دین‌اند. مدعای این پژوهش آن است که این دو از نظر مفهومی بسیار به هم متقاربند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی شاخصه های انسان شناسی گنوسی در اندیشه غالیان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251686.html</link>
      <description>یکی از جریانات رایج در صدر اسلام و پیش از آن در منطقه بین النهرین، تفکر گنوسی و مکاتب متاثر از آن بود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تفکرات گنوسی بر انسان‌شناسی غالیان شیعه به تحلیل متون تاریخی و روایی پرداخته است. با تمرکز بر شباهت‌های اعتقادی و واژگانی بین این دو جریان فکری، تلاش شده تا میزان تأثیرگذاری تفکر گنوسی بر اندیشه غالیان مشخص شود. نتایج نشان می‌دهد که شباهت‌های قابل توجهی در مفاهیم کلیدی مانند دوگانگی روح و جسم، نقش معرفت (گنوس) در رستگاری و نجات و جایگاه انسان کامل در هر دو جریان وجود دارد. همچنین، هم‌زمانی و هم‌جواری جغرافیایی این دو تفکر در منطقه بین‌النهرین و کوفه، احتمال تأثیرگذاری تفکر گنوسی بر غالیان را تقویت می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد که انسان‌شناسی غالیان شیعه تحت تأثیر جریان‌های فکری منطقه‌ای قرار گرفته و برخی از مفاهیم و باورهای گنوسی را در اندیشه خود جذب کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه میان دین و خشونت از منظرویلیام تی. کاوانا و ابوالقاسم فنایی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251687.html</link>
      <description>تبیین رابطه میان دین و خشونت، یکی از دغدغه‌های مهم متفکران و اندیشمندان حوزه دین در چند دهه اخیر بوده است. دیدگاه‌ها نسبت به رابطه میان دین و خشونت را می‌توان به دو جریان اصلی تقسیم کرد. گروهی از متفکران باور دارند که میان دین و خشونت پیوندی عمیق وجود دارد از آن جهت که دین خاستگاه بسیاری از خشونت‌های پدیده آمده در تاریخ بوده است و در دوران معاصر هم عامل اصلی بروز خشونت و تروریسم در سطح جهان باورها و پیروان ادیان است. گروهی دیگر از اندیشمندان که بخشی از آنان را متکلمان دینی تشکیل می‌دهند با نقد این نگرش، دین را عامل اصلی خشونت به ویژه در دوران مدرن تلقی نمی‌کنند و عوامل غیردینی را در بروز خشونت و ناهنجاری‌های مشابه موثر می‌دانند. ویلیام تی. کاوانا و ابوالقاسم فنایی به عنوان دو متفکر مسیحی و مسلمان، جزء اندیشمندان گروه دوم و مخالفان دیدگاه خشونت‌گرایی حداکثری دین محسوب می‌شوند. این مقاله با رویکرد تبیینی و تحلیلی از نوع تحلیل محتوا و با روش گردآوری اطلاعاتِ کتابخانه‌ای در پی بررسی دیدگاه‌های آنان در مورد رابطه دین و خشونت و چگونگی مواجه در برابر نگرش اول است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عناصر دین ایرانی در یهودیت بر اساس تلمود بابلی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251688.html</link>
      <description>ارتباط ادیان با یگدیگر و یا تلفیق آداب و سنن و آموزه های  آنها با یکدیگر همواره نظر محققان حوزه مطالعات ادیان را به خود جلب کرده است. یکی از ادیانی که ادعا می‌شود از افکار و عقاید دیگر تمدن‌ها و ادیان متاثرگشته، یهودیت است .از میان این دین ها، پیوند میان دین ایرانیان و یهود مورد تایید تاریخ دانان و محققان بوده است. در اسفار پنج گانه، هیچ نشانه ای از مفاهیم مشخص و واقعی اخروی (معاد و اعتقاد به رستاخیز) نیست. با این حال، به نظر میرسد در‌اندیشه دینی یهود قبل از رانده شدن به بابل، افکار معادشناسانه وجود داشته است و از آنجا که پس از تبعید به بابل، یهودیان حدود پنجاه سال از تورات محروم بودند به همین سبب این عامل، اختلاف ها و تناقض ها یی بوجود آمده است. براساس باور اکثر پژوهشگران، یهودیان تا پیش از نجات بابلی توسط کوروش اعتقاد به روز رستاخیز نداشتند ولی بر اثر تماس با ایرانیان (پیروان مزدینسا) معتقد به روز رستاخیز و بهشت و دوزخ شدند. همچنین اعتقاد به ظهور مسیح، منجی یهود،  قاعدتا  تقلیدی از اعتقاد ایرانیان به سوشیانس موعود آخر الزمان است، این بهره گیری یهود از دین ایرانی نه تنها در بابل ویا در زمان تسلط پارسیان بر فلسطین، بلکه در زمان سیطره حکومت یونان و روم بر فلسطین نیز ادامه داشته است. در پژوهش حاضر این تاثیرپذیری مورد بررسی قرار گرفته و همچنین نفوذ عناصر دینی زرتشتی بر عقاید یهودیان بر اساس تلمود مورد ارزیابی قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زن مانوی در دین و جامعه: بازخوانی برخی چهره‌های زنانه در اسطوره و تاریخ مانویت</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251689.html</link>
      <description>این مقاله به بازشناسی وضعیت عنصر زن در مانویت و موقعیت زنان برگزیده و مبلّغ مانوی و در برخی مواضع به رابطۀ هیئت‌های تبلیغی مانوی با  روش و آموزش در تبلیغات مانوی می‌پردازد. مقاله در اینجا نشان می‌دهد اساطیر مربوط به نقش و عملکرد ایزدبانوان و همچنین موقعیت زنان مقدسِ تاریخ مانویت چگونه ممکن بود الهام‌بخش زنان مانوی شود. مقاله به بررسی تاریخ حیات دو زن مبلغ مانوی به نام‌های بَسّا اهل لودیۀ آسیای صغیر و جولیا اهل انطاکیۀ سوریه می‌پردازد که اولی برای تبلیغ مانویت به سالونای دالماسی در کرواسی امروز رفت و دومی به غزّه در لبنان امروزی. مقالۀ حاضر رویکری متن‌شناسانه دارد و گاهی می‌کوشد از نتایج مطالعات باستان‌شناسانه یا منابع تاریخی نیز بهره‌مند شود. گواهی‌های این نوشته بیانگر آن است که نگاه مانویت به عنصر زن از نگاه دین زرتشتی در دوران ساسانی یا مسیحیت در روم مثبت‌تر بوده است. این مدارک همچنین نشان می‌دهد که زنان مانوی گوشه‌نشین نبوده‌اند و هم بانونیوشاگان و هم بانو برگزیدگان و مبلغان دین در حوزه‌های مختلف حضوری پررنگ در جامعه داشته‌اند. تاریخ مانویت گواهی می‌دهد که زنان برگزیده در نشر دین چنان تأثیرگذار ظاهر شده‌اند که حتی دشمنان مسیحیِ مانویت را سخت به واکنش واداشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چرخه زندگی: دیدگاه مانی و بودا درباره تناسخ</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251690.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی تطبیقی مفهوم تناسخ در دین مانوی و آیین بودا پرداخته و سعی دارد تعاملات فکری و دینی این دو آیین را از منظر آموزه‌های مرتبط با زندگی پس از مرگ و تجسد دوباره (تناسخ) تبیین کند. دین مانوی به تناسخ یا «زادمرد» باور دارد، که به معنای انتقال روح پس از مرگ از یک جسم به جسم دیگر است. تناسخ در این آیین به‌ویژه برای نیوشاگان (پیروان عادی) مطرح می‌شود که به دلیل عدم رسیدن به کمال معنوی، به چرخه‌ تولدهای مکرر بازمی‌گردند تا سرانجام به رستگاری برسند.آیین بودا نیز به چرخه زندگی و مرگ با نام «سمساره» اشاره دارد که مشابه با تناسخ در دین مانوی است، اما با تأکید بر نبود «خودِ پایدار» یا روح ثابت در این چرخه.این پژوهش دیدگاه‌های موافق و مخالف درباره تأثیرپذیری مانویت از بودیسم را تحلیل می‌کند. برخی پژوهشگران بر این باورند که سفر مانی به هند و مواجهه با بودیسم، موجب ورود مفهوم تناسخ به آیین مانوی شده است. در مقابل،عده‌ای این تأثیر را رد کرده و معتقدند که ریشه‌های تناسخ در مانویت را باید در سنت‌های گنوسی و دیگر ادیان منطقه جست‌وجو کرد.این پژوهش با تحلیل متون و منابع مانوی و بودایی به این نتیجه می‌رسد که هرچند تناسخ در هر دو آیین وجود دارد،اما تفاوت‌های اساسی در مفهوم و کارکرد آن‌ها مشهود است.به‌ویژه در مانویت، تناسخ به عنوان بخشی از فرآیند رهایی روح و بازگشت به نور الهی مطرح شده، در حالی که در بودیسم، هدف نهایی خروج از چرخه سمساره و رسیدن به نیروانا است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی آموزه غفلت و نسیان نزد غزالی و کیش گنوسی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251691.html</link>
      <description>مضمون اصلی آنچه غزالی در باب غفلت می‌گوید این است که قوام جهان بر شالوده غفلت بناشده است. مردم از سر غفلت سر در کار جهان فروبرده به مال‌اندوزی یا کسب جاه و مقام مشغول گشته و نسبت به امور آخرت خویش غافل‌اند. گویی در این جهان همواره بر دوام خواهند بود تا اینکه مرگ حجاب غفلت از برابر دیدگان ایشان برمی‌گیرد. چرا بازار دنیا اینچنین گرم است؟ غزالی پاسخ به این پرسش را در مفهوم غفلت تئوریزه کرده است به‌طوری‌که شالوده انسان‌شناسی و جهان‌شناسی او بر این مفهوم استوار است.
نزد گنوسیان ارواح آدمیان از عالم نور به ظلمات جسم و زندان ماده تبعید شده است. روح باید بکوشد تا به سرمنزل اصلی خود یعنی بارگاه الوهی بازگردد. اما چه چیزی باعث شده تا ارواح آدمیان در کالبد جسمانی و جهان مادی چندان یاد وطن نمی‌کنند؟ پاسخ گنوسیان به این پرسش در مفهوم نسیان و فراموشی نهفته است. ارواح خاستگاه اصلی خود را از یاد برده و مشغول لذت‌های جسمانی و مادی شده‌اند.
این مقاله با رویکرد تطبیقی به تحلیل دو اصطلاح کلیدی غفلت نزد غزالی و فراموشی در کیش گنوسی می-پردازد و پرده از شباهت این دو مفهوم برمی‌دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرای نور: جستاری دربارۀ گیاه‌خواریِ مانویان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251692.html</link>
      <description>آدابِ غذایی یکی از مباحث در ادیان و مکاتبِ فلسفی است و نزدِ بیشترِ دین‌داران، برخی از انوعِ خوراک در زمرۀ مُحَرّمات و منهیات اخلاقی بوده‌اند، به گونه‌ای که در ارتباط با این موضوع، خطِ حایلی طولانی بین دو گونه اعتقادِ مخالف و دو دسته از پیروان ترسیم شده است. سَوای طیف‌های میانه‌رویی که در میانۀ این خط ایستاده‌اند، در برخی از این ادیان، دستورالعمل‌ها و توصیه‌های نظام‌مند، پیچیده و مفصّل در نکوهش گوشت‌خواری تدوین شده  است. در اغلب ادیانی که توصیه به گیاه‌خواری کرده یا بدان فرمان داده‌اند، دلایلی همچون اَهیمسا، حفظ محیط زیست، سلامتی تن و روان یا احترام به حقوق حیوانات و رعایت قانونِ کَرمَه مدّنظر بوده است. اما در پیش گرفتنِ این شیوۀ زندگی، به ویژه توسطِ گزیدگانِ مانوی دلیلِ دیگری دارد که به رویکرد فلسفی و یزدان‌شناسیِ این دین باز‌می‌گردد. در این نوشتار کوشش می‌شود که دلایلِ اصلی گیاه‌خواری در مانویت، با توجه به دستگاهِ فلسفی و اصولِ یزدان‌شناسانه و کیهان‌شناسانه این دین، مورد واکاوی قرار گیرد و ریشه‌شناسیِ دینی و فرهنگی این «الزام» به دست داده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرابودگی و درون بودگی خداوند در کتاب مقدس و قرآن</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251693.html</link>
      <description>در مواجهه با متن مقدس مسیحی و اسلامی دو دسته از صفات خداوند قابل توجه است: دسته اول صفاتی که بر تعالی، دوردستی، تنزیه و برتری خدا بر هستی و عدم مداخله او در هستی دلالت دارند و از او موجودی به‌کلی دیگر ارائه می‌دهند و از عدم ارتباط دوسویه خدا با هستی حکایت می‌کنند؛ دسته دیگر صفاتی که دلالت بر ارتباط دوسویه با خلقت دارند، یعنی خدا را به گونه‌ای تصویر می‌کنند که با بشر هم‌زیستی داشته، می‌بیند، می-شنود، مجازات می‌کند و رابطه پویا میان خدا و انسان برقرار است. اما چالش پیش رو تبیین این پرسش است که درنهایت، خداوند فرابود (موجودی به‌کلی دیگر و ساکن در عرش اعلا) یا درون‌بود (درون هستی بوده و با بشر همزیستی داشته و أقرب الیه من حبل الورید) است؟ 
این مقاله می‌کوشد با توجه به هر دوسویه فرابودگی و درون‌بودگی، آن را مورد بازخوانی قرار دهد. در این بازخوانی با تاکید بر فرابودگی ذات الاهی و تعالی او، بر صفاتی که خداوند در آنها با بشر همراهی و زیست دارد و با او ارتباط دو سویه‌ای را شکل می‌دهد، توجه نشان دهد. این تمرکز روی دو وجه الاهی ما را به نکات جالبی رهنمون خواهد شد که در متن مقاله بدان پرداخته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سویه های الهیاتی کاشر و حلال در سنت یهودی و اسلامی با تأکید بر آداب شحیطا و ذبح</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251694.html</link>
      <description>در این مقاله با بررسی مفاهیم کاشر-حلال و طرفا  و همینطور بررسی قوانین شحیطا و ذبح برای دست یابی به گوشت حیوانی که خوردن ان در سنت یهودی و اسلامی مجاز است در جستجوی پشتوانه ها و سویه های الهیاتی احکام خوراکی ها بوده و در واقع نشان داده است که مسأله خوردن در دو سنت صرفا یک مسأله زیستی نیست. مهمترین مسأله در اداب شیحطا و ذبح ذکر نام خدا به سوی محل تقدیش شده و قبله در دو سنت است که حداقل دو سویه مهم الهیاتی را می توان از ان استنباط کرد: تأیید نظام توحیدی و طرد هرگونه نظام شرک و توجه به تنها منشأ هستی بخشی خدای یگانه که هم حیات بخش و هم گیرنده جان زندگان است و حق تعرض به این جایگاه خداوندی فقط با اجازه پروردگار وجود دارد. مفهوم کاشر در شریعت یهودی و مفهوم حلال در غالب کاربردهای آن در شریعت اسلامی و نیز دو مفهوم شحیطا و ذبح در این دو سنت دینی گویای وجود قوانین نسبتا مفصل در ارتباط با جواز استفاده از خوردنیها و آشامیدنیها هستند. این قوانین گویای آن هستند که دایره خوردنیها و آشامیدنیها دارای محدودیت است. نکته مهمی که در ورای این قوانین نهفته است سویه های الهیاتی آنهاست. این نوشتار با بیان قوانین و آداب مذکور تلاش کرده سویه های الهیاتی موجود در ورای این قوانین را آشکار سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مسئولیت اجتماعی الهیات از دیدگاه محمد باقر صدر و دیتریش بونهوفر</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251695.html</link>
      <description>از دیدگاه شهید صدر و بونهوفر، الاهیات منحصر به مسائل فردی و اخروی نیست؛ بلکه گستره ی آن شامل تمامی مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حیات بشر نیز می‌شود. براین اساس هر دو اندیشمند قائل به مسئولیت اجتماعی الاهیات در ابعاد مختلف هستند. با این تفاوت که شهید صدر برخلاف بونهوفر، این مسئولیت را شامل نظام‌سازی و تأسیس حکومت دینی نیز می‌داند. هدف از نوشتن این مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی نوشته شده این است تا بررسی کند که گونه‌های مختلف مسئولیت اجتماعی الاهیات از دیدگاه این دو اندیشمند در برخی موارد مشترک و به حسب شرایط زمانه و بستر فکری هر یک، تفاوت‌هایی نیز داشته است. بونهوفر در چارچوب مفهومی ایده‌ها و نظریات خود، مفاهیمی همچون «بلوغ انسان و جهان»، «مسیحیت غیردینی»، «فیض گرانبها»، «جانشینی» «شاگردی گرانبها و پنهان»، «دنیامداری مقدس» و ابداع نموده و به مسئولیت‌های اجتماعی الاهیات در رویارویی با جهان مدرن، در برابر عیسی مسیح، کلیسا، کتاب مقدس (حفظ و نگهداری آن، ارائه تفسیر جدید از آن، تأمل و تفسیر اجتماعی آن)، برقراری صلح جهانی و جلوگیری از جنگ، مقاومت در برابر دیکتاتور، مبارزه با تبعیض نژادی و... تأکید می‌کند. شهید صدر نیز با ارائه مفاهیمی همچون: «قاعدة‌الفراغ»، «قاعدة اللطف»، «استخلاف»، «استنطاق»، «مثل اعلی» و چارچوب مفهومی اندیشه‌های خود را شکل داده، و مسئولیت‌های اجتماعی الهیات را ضرورت حلّ مشکل انسان معاصر، نظام‌سازی قرآنی، نظام‌سازی اجتماعی بر اساس قرآن کریم، نظام‌سازی سیاسی (حکومت اسلامی)، کشف مذهب اقتصادی، ارائه الگوی برتر یا مثل اعلی، عدالت اجتماعی و حفظ و نگهداری طبیعت و محیط زیست، می‌داند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قرآن‌ از کدام یهودیت سخن می‌گوید؟</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251696.html</link>
      <description>قرآن به مثابه یک متن ارتباطیِ گفتاری از مناسبات تاریخی، فرهنگی و اجتماعی روزگار نزول به دور نیست. این کتاب، بازتاب‌دهنده‌ی فرهنگ و باورداشت‌های مذهبی باستان متأخر است. یهودیان عصر نزول جامعه‌ی گسترده و متنوعی بودند که دوره‌های مختلفی را پشت سر گذاشته ادبیات فربهی را به وجود آورده بودند. بخشی از آن‌چه قرآن آن را بازتاب داده است به سنت دینی یهودیان باز می‌گردد اما مسئله این است که این یهودیان کدام‌اند و از چه رویکردی برخوردارند. این مقاله کوشیده است تا به این پرسش جواب دهد. روش مورد استفاده در این مقاله تحلیلی، تاریخی و تفسیری است. این مقاله با استناد به مقایسه روایت آفرینش با سنت تلمودی و شواهد درون متنی و نیز شواهد ضمنی دیگر نشان می‌دهد که قرآن کریم با یهودیت خاخامی مواجه دارد و نه کتاب مقدس عبری. این مقاله تأکید دارد که برای فهم و تفسیر آیات قرآن، دست‌کم آن‌جا که سنت‌های یهودی را بازنمایی می‌کند، شایسته است به تلمود و دیگر منابع میدارشی یهودی مراجعه نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ریشه‌های کلامی بسط تجربه نبوی؛ گزارش و تحلیل</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251697.html</link>
      <description>وحی‌شناسی همواره از مباحث و مسائل مهم در میان طرفداران ادیان بوده است. گذر زمان و دقت‌های صاحب‌نظران از حساسیت و اهمیت مسأله نکاسته است. سروش از روشن‌فکران معاصر طرح کلان پژوهشی خود را به این حیطه اختصاص داده است. وی پژوهش‌ها و نتایج مفصلی را به صورت ناسازگار با تفسیر مشهور مسلمانان از وحی ارائه داده است. سروش ابتدا وحی را به «تجربه نبوی» و سپس به «رؤیای رسولانه» تفسیر کرده و در اکثر ویژگی‌های آن با عالمان مسلمان به مخالفت برخاسته است.
سروش در طرح دیدگاه‌های خویش پیرامون وحی، از مبانی علمی مختلفی مانند فلسفه، معرفت‌شناسی، جامعه‌شناسی و ... بهره برده، لکن به نظر می‌رسد مهم‌ترین زمینه علمی مؤثر در وحی‌شناسی سروش، علم کلام بوده است. 
چالش‌های کلامی متعددی مانند تعارض علم و دین، برخی از مباحث صفات خداوند، نبوت، اعجاز، قرآن، خاتمیت، امامت و امثال آن، از  مباحثی است که دغدغه پژوهش وی در باب وحی را ایجاد کرده است. وی در  مسیر تبیین و تکمیل دیدگاه خویش، از برخی از آراء شاذ یا برخی دیدگاه‌های مشهور کلامی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بهره برده و در نهایت به یک دیدگاه  جدید در باب حقیقت وحی رسیده است. او در ضمن استفاده از زمینه‌های مختلف کلامی، بر این نکته تاکید دارد که دیدگاه او بسیاری از چالش‌های کلامی را نیز حل خواهد نمود.
در این مقاله با روشی تحلیلی-توصیفی، به مهم‌ترین زمینه‌های کلامی دیدگاه سروش پرداخته و در هر زمینه نحوه بهره‌گیری ایشان برای تقویت تجربه و رؤیا، را تبیین نموده و آن را نقد کرده‌ایم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کارکردی گفت وگوی الهیاتی جمهوری اسلامی ایران و واتیکان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251698.html</link>
      <description>روزگار معاصر گفت وگوی ادیان را از کنش مجادله ای به یک ضرورت همزیستی تبدیل کرده است. پس از انقلاب اسلامی مسئولیت رسمی گفت وگوی دینی با پیروان ادیان  از جمله گفت وگو با مسیحیت برعهده «مرکز گفت وگوی ادیان و فرهنگ ها» قرارگرفت. مسئله ی این مقاله ارزیابی و بررسی گفت وگوهای این مرکز با « وزارت گفت وگوی ادیان واتیکان» است. از آنجا که یکی از مهم ترین شیوه های تحلیل و درک پدیده های اجتماعی بررسی کارکرد آن هاست، این مقاله نیز تلاش دارد تا با تمرکز  بر کارکردها و نتایج گفت وگوهای انجام شده به تبیین ماهیت این گفت وگوها بپردازد. روش این مقاله کیفی و اسنادی است و ماهیتی اکتشافی دارد. به همین دلیل داده های لازم در این پژوهش از طریق مطالعه اسناد به جا مانده از این گفت وگوها تهیه شده و به روش تحلیل محتوا تفسیر شده اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد، توسعه شناخت؛ تعمیق دانش دینی؛ تکریم ارزش های معنوی با ایجاد فهم مشترک؛ و ایجاد روحیه  هم گرایی و همکاری اصلی ترین کارکردهای این گفت وگوها می باشد. البته این گفت وگوها کاستی هایی نیز داشته است، که حاصل رویکرد گفت وگو کنندگان بوده است، از جمله طفره رفتن از نکات الاهیاتی، اخلاقی و فرهنگی مورد اختلاف در گفت وگو؛ عدم همکاری مستمر برای تحقق آرمان ها؛ و تأثیر گذاری برخی مسائل سیاسی و اجتماعی بر گفت وگوها.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سویه‌های (ابعاد) نظری و عملی حمایت از زنان در شریعت یهودی و فقه شیعی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251700.html</link>
      <description>چکیده:‌ 
نگرش درست و انسانی به مسئله زن در جهان امروز اهمیتی فراوان یافته و نیز داشتن سازوکارهای عملی حمایت از زنان. یهودیت و مسیحیت به عنوان دو دین ابراهیمی و آسمانی هم در آموزه‌های خود و نیز دستورها و هنجارها به این مقوله به شکل پررنگی پرداخته‌اند و همین امر این پرسش و توقع را به پیش می‌کشد که این دو سنت دینی تا چه اندازه با موضوع برخورد کرده‌اند و امروزه می‌توان از آن دفاع کرد آیا شباهت‌ها و تفاوت‌هایی میان این دو دین هست؟ با بررسی متون و منابع و طبقه‌بندی آنها و مراجعه به اسناد و پژوهش‌های در دست می‌توان نتیجه گرفت که دو سنت دینی در زمان خود و در مقام مقایسه نظرات پیشروانه و مترقی در مقوله زن مطرح کردند  و البته روح مردسالاری کمابیش تفکر دینی را تحت تأثیر خود قرار داده و گاه آن را به عقب رانده ولی هنوز هم این آموزه‌ها می‌تواند به سان مددرسان و پیشران در احقاق منصفانه حقوق زنان با معیارها و ارزش‌های امروزی عمل کند و این به خصوص در اسلام و فقه شیعی چشمگیر است و البته همه این نقاط مثبت به معنای انکار بعضی نگرش‌های منفی نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساخت الگوی دین‌پژوهی محرومیت‌نگر بر اساس امکان‌های نوید‌بخش قرآن کریم و سیره معصومان (ع)</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251701.html</link>
      <description>الگوی دین‌پژوهی محرومیت‌نگر که بر اساس قرآن و سیره معصومان (ع) به دست می‌آید شامل این اصول است: اول. واسازی ارزش‌گزاری دوگانه و نظام سلسله‌مراتبی میان فقر و غنا و در عوض برساخت دوگانه هدایت و ضلالت؛ دوم. انذار و توبیخ جانب توانگری؛ سوم. شکستن انحصار امتحان الاهی به فقرا؛ چهارم. امکان اتحاد امر قدسی با تجربه محرومیت؛ پنجم. معاشرت و امکان یادگیری دوطرفه شخص مقدس و شخص دارای محرومیت. این الگو با اصول پنجگانه از مطالعه موضوعی آیات قرآن و سیره معصومان در خصوص اشخاص محروم به دست آمد. در استخراج و صورت‌بندی این الگو از اصول مطالعات طبقات اجتماعی و مطالعات محرومیت استفاده شد. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .</description>
    </item>
    <item>
      <title>حضرت ابراهیم(ع) و تحول بنیادین رابطه خدا و انسان در یهودیت</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251702.html</link>
      <description>این مقاله به تحلیل تحول بنیادین در رابطه میان خدا و انسان در یهودیت پرداخته و نقش بی‌بدیل حضرت ابراهیم (ع) را در این دگرگونی بررسی می‌کند. در جوامع باستانی، ارتباط انسان با خدایان چندگانه بر اساس مناسک آیینی و واسطه‌گری شکل می‌گرفت، اما حضرت ابراهیم (ع) با رد این باورها، یکتاپرستی را در قالب پیمانی دو‌جانبه و الزام‌آور معرفی کرد. این تحول نه‌تنها مفاهیم الوهیت را تغییر داد، بلکه هویت دینی، اخلاقی و اجتماعی بنی‌اسرائیل را نیز بازتعریف نمود.عهد ابراهیمی که در متون مقدس یهودی به‌عنوان یک پیمان پایدار میان خداوند و انسان مطرح شده، شامل وعده‌های الهی و تعهدات اخلاقی است که ابراهیم و نسل او را ملزم به رعایت اصول یکتاپرستی و عدالت می‌کند. این مفهوم به‌طور گسترده بر توسعه سایر ادیان ابراهیمی، از جمله مسیحیت و اسلام، تأثیرگذار بوده و ساختارهای اعتقادی و اجتماعی آن‌ها را شکل داده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش تحلیل تطبیقی و بررسی منابع تاریخی و دینی، نشان می‌دهد که حضرت ابراهیم (ع) با معرفی الگوی یکتاپرستی در چارچوب یک رابطه قراردادی، شیفت پارادایمی در تاریخ ادیان ایجاد کرده است. این تحول به‌طور خاص در یهودیت، مسیحیت و اسلام، مفاهیمی نظیر توحید، تعهد اخلاقی و ارتباط مستقیم با خداوند را تقویت کرده و پایه‌گذار نظام‌های دینی و اجتماعی این ادیان شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نه ساعت و نه تقویم، این‌جا و اکنون؛ رویکردهای جدید پیرامون آیین «اعتراف« در الهیات مسیحی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251703.html</link>
      <description>این پژوهش می کوشد رویکردها و منظرهای جدید را پیرامون آیین «اعتراف» نزد متألهان مسیحی بیان کند و ابعاد مختلف این مفهوم را در زمینه‌های دینی، روان‌شناختی و اجتماعی بازنشاند. اعتراف در دنیای امروز به عنوان کنشی فراتر از یک عمل دینی دیده شده، تا جایی که به عنوان ابزاری برای خودشناسی و ترمیم روابط انسانی بدل گردیده است. با نگاه به آرای متفکرانی چون کارل بارت، دیتریش بونهوفر، دنیس پتائو، آنتوان آرنود، این تحقیق نشان می‌دهد که اعتراف می‌تواند به عنوان عمل ارتباطی بین فرد و خداوند، ابزار اجتماعی برای تقویت همبستگی و سازوکار قدرت برای شکل‌دهی هویت‌های فردی و اجتماعی عمل کند. بارت بر اهمیت صداقت در اعتراف تأکید دارد، در حالی که بونهوفر آن را بسان یک کنش اجتماعی، در زیست مسیحی ضروری می‌بیند. پتائو به ابعاد روان‌شناختی اعتراف اشاره می‌کند و آرنود به نقش آن در کنترل اجتماعی می‌پردازد. این مقاله تأکید می‌کند که لازم است اعتراف در زمینه‌های جدید و با دیدگاهی نوین بررسی شود تا به درک بهتر ازهویت فردی و اجتماعی در دنیای معاصر کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازاندیشی سه‌گانهٔ بنیادین اصول تربیتی زردشتی: اَشَه، رادی و خردورزی با تاکید بر متون پهلوی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251704.html</link>
      <description>در دیانت زرتشت، شناخت انسان به طور عمیق با مفاهیم فلسفی و معنوی این دین گره‌خورده است. متون پهلوی به‌عنوان منابعی کلیدی، تصویری جامع از ماهیت انسان، وظایف او در نظام کیهانی، و مسیر رشد و کمال ارائه می‌دهند. بخش گسترده‌ای از این متون، سفارش به تربیت و زیستن بر مبناهای تربیتی به‌عنوان هدفی متعالی در زندگی انسان مورد تأکید فراوان قرار گرفته است.  در این پژوهش اطلاعات به شیوه کتابخانه‌ای به‌دست‌آمده و با روش تحلیلی – توصیفی مورد واکاوی قرار گرفته است. بر اساس یافته‌های این تحقیق، اصول تربیتی در متون پهلوی در ارزش‌هایی همانند اشه، دادگری و عدل، دین‌داری، خردورزی و نیک اندیشیدن، رادی و بخشش،  میانه‌روی و همپرسگی تجلی پیدا کرده است. در نتیجه شناخت معیارها ویژگی‌های تربیتی موردتأکید در دیانت زرتشتی از یک‌سو و مولفه‌های کُنش تربیتی را برای ما روشن می‌سازد و موجبات پایبندی هرچه بیشتر پیروان این دین  را به مسائل مهم تربیتی پدیدار می‌آورد</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترتیب امشاسپندان در گاهان براساس رمز صلیب سه بُعدی</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251705.html</link>
      <description>ترتیب امشاسپندان در متون فارسی میانه و اوستای نو با نظم و ترتیب امشاسپندان در گاهان یکسان نیست و تفاوتی در آن مشهود است. این تمایز مورد اشاره تنها در ترتیب قرار گرفتن آنان است و نه تنها تفاوتی و اختلافی در معنی امشاسپندان و خویشکاری‌های آنان در دو متن مشاهده نمی‌شود، بلکه، پایبندی دقیق و خاصی در متون فارسی میانه تا حد امکان به اصول گاهانی درباره امشاسپندان حاکم است. به نظر می‌رسد که ترتیب امشاسپندان در متون فارسی میانه را بتوان براساس بُعد اَنفسی امشاسپندان در سیر صعودی نفس ناطقه بررسی و جستجو کرد و از رهگذر آن به پرسش چرایی ترتیب امشاسپندان در متون مذکور بتوان پاسخی منطقی داد. چرایی ترتیب امشاسپندان مندرج در گاهان را می‌‍توان براساس توجه به معانی یکی از رمزهای عتیق و بنیادین پاسخ داد. پاسخی براساس طرحی و ضابطی می‌توان حل کرد که فرزانگان معاصر رنه گنون و فریتهوف شوان درباره ساختار رمز صلیب سه بعدی و مقامات حکمت ارائه کرده‌اند. هدف نوشتار حاضر که به روش تحلیلی-توصیفی به نگارش درآمده است، آنست که پاسخی به این پرسش باشد که به چه علت امشاسپندان در گاهان به ترتیبی آمده‌اند که در متون فارسی میانه از آن علی الظاهر تبعیت تام و تمامی نشده است؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه زن و مرد در روایت آفرینش در تفاسیر نوگرا</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251706.html</link>
      <description>در تفاسیر نوگرا، جایگاه زن و مرد در خلقت آفرینش با نگاهی متفاوت و بازتر نسبت به تفاسیر سنتی بررسی می‌شود. این رویکردها بر برابری ذاتی و مکمل بودن زن و مرد تأکید دارند و معتقدند که هر دو جنس به صورت هم‌ارز و هم‌افزا در نظام خلقت نقش دارند. برخلاف تفسیرهای سنتی که گاهی بر تقدم مرد یا نقش تابعانه زن تأکید می‌کنند، تفاسیر نوگرا زن و مرد را از لحاظ ارزش، حقوق و وظایف انسانی برابر می‌دانند و جایگاه آن‌ها را در رابطه‌ای تعاملی و مبتنی بر احترام و عدالت تبیین می‌کنند. همچنین، در این دیدگاه‌ها خلقت زن و مرد نمادی از تنوع و تکامل خلقت خداوندی است که هر دو به صورت توأمان، مکمل و ضروری برای تداوم زندگی و پیشرفت اجتماعی-اخلاقی بشر به حساب می‌آیند.
در این مقاله تفاسیر سنتی که مورد چالش جنبشهای نوگرا در مورد زنان از جمله فمینیست ها و بویژه در قرن اخیر مورد مناقشه متون دینی نوگرا بوده است مورد مداقه و پژوهش قرار گرفته است و نسبت به عدم اختلاف جایگاه زن و مرد و عدم برتری و بالادستی مرد نسبت به زن، در نظام آفرینش از دیدگاه متون دینی بویژه قرآن کریم تاکید شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست نظریه زاویه دید سیمپسون در روایت از امشاسپندان در گاهان</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251707.html</link>
      <description>این پژوهش با بهره‌گیری از نظریه زاویه دید پل سیمپسون به تحلیل روایت نام‌ویژه هر یک از امشاسپندان، موجودات مقدس دین زرتشتی، می‌پردازد. هدف، تبیین تأثیر زاویه دید راوی بر فهم ماهیت این موجودات و ارائه تفسیری نوین است که با روش تحلیل روایت‌شناختی، پدیدارشناسی توصیفی و اتکا به ترجمه انگلیسی هومباخ، انجام شده است. تحلیل بسامد واژگان نشان داد که «اشه» پرتکرارترین امشاسپند است که نقش محوری او را در رستگاری بشر برجسته می‌کند. متن گاهان، فاقد قیدهای زمانی و مکانی، گفت‌وگویی فرازمانی از زردشت با اهورامزدا را بازتاب می‌دهد. نتایج حاکی از آن است که هرچند نظریه سیمپسون نمی‌تواند فرضیه اصلی پژوهش را تقویت نماید، با این حال، نشان‌دهنده آن است که زاویه دید در گاهان اول شخص راوی مثبت بوده و وجهیت غالب متن نیز وجه معرفتی و تمنایی است. در ساحت ایدئولوژیک، بر اساس نظر مری بویس در گاهان نظام یکپارچه توحیدی جهان آفرینش مشهود است و همچنین اهمیت توسّل به نام هر یک از امشاسپندان برای رسیدن به رستگاری انسان تکرار شده است. این مطالعه، درک عمیق‌تری از الاهیات و نظام خداباوری و تجلیات اهورامزدا را در دین زرتشتی ایران باستان ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از دخمه‌گذاری تا دفن، تحول آیین‌های تدفین در میان زرتشتیان در مواجهه با اسلام</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251708.html</link>
      <description>دگرگونی‌های آیین‌های تدفین و باورهای مرتبط با مرگ در باورها و آیین‌های زرتشیان در مواجهه با دین اسلام، یکی از محورهای مهم در بررسی تحولات فرهنگی و دینی در ایران باستان به‌شمار می‌رود. این پژوهش درصدد است تا بررسی کند چگونه ورود اسلام و تبادل‌های فرهنگی با این دین تازه، بر آیین‌های تدفین زرتشتی و نگرش‌های مربوط به مرگ و زندگی پس از آن تأثیر گذاشته است و آیا این تغییرات نمایانگر حفظ سنت‌های کهن، قطع آن‌ها، یا به‌وجود آمدن تلفیقی میان آموزه‌های پیشین و مفاهیم اسلامی می‌باشد. روش‌شناسی تحقیق شامل تحلیل تطبیقی متون دینی زرتشتی (مانند اوستا و متون پهلوی) و متون اسلامی (مانند احادیث و منابع تاریخی اولیه)، بررسی شواهد باستان‌شناسی (از جمله دخمه‌ها و گورستان‌ها) و مطالعه منابع تاریخی از قبیل تواریخ عربی و پارسی است. یافته‌های اولیه نشان می‌دهند که در دوران پساساسانی، آیین‌های تدفین زرتشتی همچون کاربرد دخمه‌ها تا حدودی پابرجا ماند، اما تحت تأثیر آموزه‌های اسلامی، تغییراتی در این آیین‌ها روی داد که شامل ساده‌سازی مناسک و گاهی نیز ترکیب باورهای زرتشتی—مانند مفهوم قضاوت پس از مرگ—با عناصر اسلامی، مثل روایت پل صراط بود. این دگرگونی‌ها لایه‌ای پیچیده از استمرار سنت‌های محلی و انطباق با ساختار دینی نوین را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی سقط‌جنین در فقه یهود و فقه شیعه</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251709.html</link>
      <description>سقط‌جنین از مهم‌ترین مسائل فقهی، اخلاقی و حقوقی معاصر است که همواره در ادیان الهی، به‌ویژه یهودیت و اسلام، مورد توجه بوده است. پیشرفت دانش پزشکی و افزایش چالش‌های نوپدید، ضرورت بازخوانی سقط‌جنین در شرایط مختلف را، دوچندان می‌سازد. مقاله حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تطبیقی، با استفاده از منابع فقهی و کتابخانه‌ای، اشتراک و افتراقات دیدگاه فقه یهود و فقه شیعه را در‌‌باره سقط‌جنین در ده محور اساسی مقایسه و نقد و تحلیل نموده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو نظام فقهی در اصولی مانند حرمت سقط‌جنین و قداست حیات انسانی وحق دفاع مادر، دارای اشتراک، اما در مبانی، زمان آغاز شخصیت انسانی، معیارها و گستره جواز، اختلافات بنیادی دارند. همچنین در موضوعاتی مانند سقط جنین معلول، مشکلات روانی مادر و جنین نامشروع، رویکردهای متفاوتی دارند. از آن‌جا که در فقه یهود، جنین پیش از تولد دارای شخصیت کامل انسانی نیست و بخشی از بدن مادر محسوب می‌شود، بنابراین، در موارد تهدید سلامت جسمی یا روانی مادر، در هر مرحله تنها بنابر مصلحت مادر، سقط‌جنین مجاز شمرده می‌شود، در نتیجه گستره جواز بیشتر است. در مقابل، در فقه شیعه، حیات جنین از زمان انعقاد نطفه آغاز شده و با دمیده‌شدن روح، دارای حیات کامل انسانی می‌گردد، ازاین‌رو، سقط‌جنین‌ حرام و در شرایط حرج شدید مادر، پیش از ولوج و درصورت خطر مرگ ، به نظر اکثر فقها، پس از ولوج روح نیز جایز است. از آن‌جا که فقه شیعه هم به مصلحت مادر و هم جنین توجه دارد، دامنه جواز سقط‌جنین، محدودتر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی سحر و نگرش به آن در متون دینی یهود</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251710.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی بازنمایی سحر در متون یهودی می‌پردازد و تلاش دارد جایگاه، ویژگی‌ها و نگرش‌های مرتبط با آن را شناسایی کند. داده‌های پژوهش شامل متون تورات و تلمود‌ها است، که با روش تحلیل مضمون بررسی نظام مند شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهند که سحر در این متون نیروی مطلق و خودمختار نیست، سحر امری محدود، تحت نظارت و ارادۀ الهی است و حتی انسانهای متقی نیز توان مهار آن را دارند.  تحلیل مضمون پنح محور اصلی را آشکار می‌کند: نخست، ماهیت‌بخشی به سحر و توصیف ویژگی‌ها و کارکردهای آن دوم، تقابل سازی میان سحر و قدرت الهی یا میان ساحران و جامعه دینی، سوم، ارزش‌گذاری اخلاقی-فقهی، و چهارم، هویت‌سازی ساحران، پنجم، بازنمایی زندگی روزمره. همچنین، نتایج حاکی از آن است که نگرش به سحر ترکیبی از ترس، کنترل اخلاقی و اجتماعی و الهیاتی است و بازتاب‌دهندۀ هنجارها و ارزش‌های جامعه است. این پژوهش نشان می‌دهد که سحر مفهومی فراطبیعی است و  ابزاری برای بازنمایی قدرت، اخلاق و قوانین اجتماعی در بافت فرهنگی یهودیت بوده است. یافته‌های این مطالعه مبنای مقایسه با سایر فرهنگ‌ها و بررسی تطبیقی بازنمایی مفاهیم فراطبیعی در متون دینی و فرهنگی دیگر را فراهم ‌می‌آورد و به درک بهتر نقش آموزه‌های اخلاقی و الهیاتی در شکل‌دهی به باورهای جامعه کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سکوت به‌مثابه امر قدسی: تحلیل پدیدارشناختی سکوت آیینی و معرفتی در سنت اسطوره‌ای ایران و حکمت رازآمیز شرق</title>
      <link>https://adyan.urd.ac.ir/article_251711.html</link>
      <description>پدیده «سکوت» در سنت‌های اسطوره‌ای، دینی و عرفانی، فراتر از غیابِ محضِ گفتار، به‌مثابه ساختاری بنیادین در تکوینِ تجربه امر قدسی و معرفت‌شناسی سلبی فهم می‌شود. پژوهش حاضر با هدف تبیین صیرورتِ مفهوم خاموشی در فرهنگ ایرانی، به واکاوی تحول پدیدارشناختی این دالّ از ساحت اساطیر تا پهنه حماسه و عرفان می‌پردازد. این تحقیق با رویکرد پدیدارشناسانه، هرمنوتیکی و تطبیقی، تجلیاتِ سکوتِ آیینی و معرفتی را در متون اوستایی، پهلوی، شاهنامه، مثنوی و منطق‌الطیر تحلیل و با سنت‌های رازآمیز شرق دور (ذن، تائو و اوپانیشادها) هم‌سنجی می‌کند. یافته‌ها مبرهن می‌سازد که سکوت در سنت ایرانی، یک «الگوی هستی‌شناختی» و شرط تجلی امر مینوی است که در سه لایه صیرورت می‌یابد: نخست، کارکرد آیینی-تطهیری در سنت زرتشتی؛ دوم، کارکرد وجودی-تراژیک در شاهنامه در مواجهه با تقدیر؛ و سوم، کارکرد شهودی-معرفتی در عرفان اسلامی به‌مثابه پدیدارِ فنا. در افق تطبیقی، خاموشیِ شرقی معطوف به تهی‌شدگیِ مطلقِ سوژه است، در حالی که سکوت در عرفان ایرانی، ساحتی لبالب از جذبه، عشق و حضور قدسی است. این صیرورت نشان‌دهنده درونی‌شدنِ تدریجیِ تجربه معنوی در تاریخ ایران و تبدیل خاموشی از کنشی مناسکی به یک نحوه اصیل از «بودن-در-جهان» است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
