شکل‌گیری مدارای دینی در اسلام و مسیحیت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب

10.22034/jrr.2021.221929.1705

چکیده

خلاصه. مدارای دین یک ارزش ذاتی و اصلی بینادین است یا آنکه موضوعی است که از سر مصلحت و ناچاری باید بدان تن داد و اصلاً چرا فرد یا مکتب، آن گاه که خود را بر حق و صواب می‌داند، راه مدارا در پیش گیرد? در این که بعضی از ادیان گاهی به این ابزار متوسل شده‌اند، تردیدی نیست ولی آیا در جوهره ادیان ابراهیمی چنین چیزی هست یا آنکه بعضی از متدینان خود به این ابزار متوسل شده‌اند؟ در بررسی پرونده مسیحیت این نکته روشن است که در این دین به رغم نکاتی مثبت در باب مدارای دینی در سیره و سخنان رهبران اولیه آن، تاریخ‌اش با خشونت بسیار عجین شده و تنها در دوره معاصر و مطابق اقتضائات آن و از سر مصلحت و ناچاری است که به فرهنگ مغرب زمین تن داده اما این تغییر، نه امری خودخواسته و طبق مبانی و جوشیده از متن دین بوده و نه به یک سنت مستمره انجامیده، بلکه در دوره متاخر و از سر ناچاری
بوده و در گستره جغرافیا، غرب نیز از سر مصلحت بدان روی آورده و همین، فارغ اساسی آن با اسلام
است که تحت تاثیر سنت و سیره نبوی و ائمه اطهار (ع) "سنتی" در باب مدارا شکل گرفت که حاکمان در طول زمان کمابیش آن را رعایت کردند و البته این نافی جریانهای انحرافی خشونت طلب در جهان اسلام نیست؛ ضمنا مدارای دینی به عنوان یک ضرورت جهانی و مهم‌ترین ابزار تامین صلح و امنیت جهانی، باید بر مبنایی استوار تکیه زند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Formation of Religious Tolerance in Islam and Christianity

نویسنده [English]

  • behrooz haddadi
هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب
چکیده [English]

Is religious tolerance an intrinsic value or is it due to expediency and inevitability? Why a person or school of thought allow to tolerate when it considers itself right? One of the accusations made by some analysts of the history of religions, especially against the Abrahamic religions, is that religions are inherently agents of violence and have resorted to violence and coercion in pursuit of their goals. There is no doubt that some religions have resorted to this tool, but is it the essence of the Abrahamic religions or have some of their own adherents resorted to it? In examining the case of Christianity it is clear that there are some positive points in this religion regarding religious tolerance, but its history is full of violence and, toleration has only been practiced in the contemporary era, and this is a fundamental departure from Islam and the Islamic world. The influence of the "tradition" and policy and practice of the Prophet (PBUH) and Imams (AS) has formed tolerance in such a way that Muslim rulers more or less adhered to it over time, but this is not a denial of violent deviant currents in the Muslim world. As a global necessity and the most important means of peace and security in the world, it must take a firm form; it must rely on a solid basis, not on emergency and expediency.

کلیدواژه‌ها [English]

  • religious toleration
  • Christianity
  • Islam
  • Peace